نگاه یعقوبی به تاریخ اجتماعی

کتاب تاریخ یعقوبی یکی ازقدیمیترین منابع در تاریخ عمومی به شیوه سالشماری است؛که در قرن سوم هجری تالیف یافته است.یعقوبی سیاحی تیز بین و مورخی چیره دست است و در تاریخ نویسی به مانند بسیاری از مورخان تنها به ذکر پادشاهان و حوادث سلطنت ایشان اکتفا نمیکند،بلکه سعی داشته تادرباره هر ملتی به تحقیق پردازد و مذاهب،سنتها،فلاسفه،دانشمندان و کتابهای آنان را نیز ذکرکند.گرچه یعقوبی نیز بیشتر همّ خود رادر بازنمائی رویدادهای سیاسی ،شرح اعمال خلفاوزیر دستان و...گذاشته،و این امر سبب گردیده تا وی از پرداختن به همه شئون زندگانی مردم غافل شود.

    از نکات قابل توجه کتاب تاریخ یعقوبی توجه نویسنده به زندگانی ائمه معصومین(تا وفات امام هادی) و آوردن احادیثی از ایشان در کتاب است.در این نوشتار مختصر که با توجه به صفحات 20تا 52 که مربوط به دوران خلافت عمر بن خطاب می باشد،سعی گردیده تا مطالبی را که یعقوبی در زمینه تاریخ اجتماعی مردم آورده؛ استخراج و به آنها اشاره گردد.

    طبقه بندی ذیل اساس بررسی کتاب یعقوبی برای یافتن مطالبی است،که می تواند به نوعی تاریخ اجنماعی به حساب آید؛هر چند که نگاه یعقوبی به مقوله سیاست پررنگتر است.در واقع با کمی دقت در منابع مختلف به خوبی می توان دریافت که توجه مورخان بیشترصرف بازنمائی و شرح رخدادهای سیاسی می گشته است.

1.   وضعیت سیاست و اداره حکومت(تشکیلات دولتی،نحوه حکومت کردن و به حکومت رسیدن،رسیدگی به مظالم،دیوانها،امور لشکری و اداری،بیت المال و....)

2.   جامعه و طبقات(طبقات مردم در عصر اسلامی،روحانیان،دهقانان،طرز زندگی و آداب و رسوم مردم،زمان سنجی و تقویم،مراتب مردم در حکومت اسلامی و...)

3.   اوضاع اقتصادی،اجتماعی،فکری،علمی و ادبی(خراج و مالیات،زراعت،صنعت،آبیاری،مراکز تجاری،مسکوکات،راههای تجاری،اوزان،مدارس اسلامی،علوم اسلامی،مساجد،ساخت و ساز ابنیه ها توسط مردم یا دولت و...)

    حال با توجه به تقسیم بندی بالا وقایع و مطالب مربوط به هریک از این موارد که از صفحات 20تا 52 کتاب تاریخ یعقوبی استخراج و تلخیص شده ،ارائه می گردد.

1.      وضعیت سیاست و اداره حکومت:

    سیاست از جمله مواردی بوده که نه تنها یعقوبی،بلکه اکثر نویسندگان گذشته بدان توجه بیشتری داشته اند.در صفحاتی که ذکر شده(20-52)ما شاهد وقایع متعدد سیاسی،جنگهای متعدد با روم و ایران،و نیز بدنبال آن صلح میان طرفین،فرامین مختلف درباره فتوح،عزل و نصب فرماندهان و امرا و...هستیم،که به صورت نمونه به موارد زیر اشاره می گردد.توجه به برخی از نکات سیاسی ما را هر چه بیشتر با رفتار خلیفه دوم آشنا می گرداند.از جمله اینکه وی دربسیاری از مسائل با اطرافیان خویش مشورت می نمود.«عمر درباره سواد کوفه با اصحاب رسول خدا مشورت کرد وبعضی از ایشان گفتند:ۀن را در میان ما بخش کن،پس با علی مشورت کردو...».

·        عمر به هنگام رسیدن به خلافت،قبولی این منصب را به خاطر وصیت ابوبکر می داند و چنین می گوید:«من جز مردی از شما نیستم و اگر ناخوش نمی داشتم که فرموده جانشین پیامبر خدا را رد کنم،امر شما را بر عهده نمی گرفتم...»(صفحه 20)

·        نخستین کار عمر آن بود که اسیران مرتدان را به قبیله های ایشان باز گردانید و گفت من خوش ندارم که بردگی بر عرب معمول گردد.(ص20)

·        ... ونیز فرمان فرماندهی او را(ابو عبیده جراح)بر شام بجای خالد بن ولید باشداد بن اوس فرستادو خالد رابجای ابو عبیده قرار داد.(ص21)

·        ابو عبیده مسلمانان را نزد خویش فراهم ساخت و یرموک را لشکر گاه ساخت،جبلۀ بن ایهم غسانی با لشکری از قوم خود بر مقدمه لشکر رومیان بود و ابوعبیده نیز خالد بن ولید را بر مقدمه خود گماشت و او با مشرکان نبرد کرد و با ماهان سردار رومیان روبرو شدو جنگ سختی میان ایشان روی داد و ابو عبیده و مسلمانان نیز بدو پیوستند و نبردی بزرگ و مرگبار بانجام رسید و رومیان کشتاری عظیم دادند و خدای، مسلمانان را پیروز نمود.(ص23)

·        ...پس در جابیه دمشق فرود آمد(منظور عمر بن خطاب خلیفه دوم)و سپس به سوی بیت المقدس رهسپار گردید و آنرا با صلح گشود و برای ایشان صلح نامه ای نوشت:بنام خدای بخشاینده مهربان،این نوشته ای است که عمربن خطاب آنرا برای مردم بیت المقدس نوشته است،همانا از نظر خونها و مالها و کلیساهای خود در امانید،نه کسی در آن ساکن شود و نه ویران گردد،مگر آنکه همگانی کار تازه پدید آورید و گواهانی بر آن گرفت.(ص31)

·        و در این سال عمر استانها را معین کرد و گفت انسانها هفت است،پس مدینه استانی است و شام استانی و جزیره استانی و کوفه استانی و بصره استانی و سپاهان را ترتیب داد،پس فلسطین را سپاهی،و جزیره را سپاهی و موصل را سپاهی و قنسرین را سپاهی گردانید.(ص42)

·        عمر خلافت را میان شش نفر از اصحاب پیامبر شوری قرار داد:علی ابن ابی طالب،عثمان بن عفان،عبد الرحمان بن عوف،زبیر بن عوام،طلحه بن عبید اللف و سعد بن ابی و قاص....(ص50)

به هر حال با مراجعه به همین بخش کوچک کتاب با انبوهی از حوادث سیاسی(جنگ و صلح،امور لشکری،فرامین و نامه های حکومتی و...)روبرو می شویم که هریک از این رویدادهامی تواند،سبب آشنائی بیشترما درباره نوع سازماندهی لشکریان،نحوه اداره مناطق فتح شده،تصمیم گیری و شیوه رفتار مسلمانان درباره مناطق فتح شده به جنگ و صلح،هدف مسلمانان از فتوحات ،نحوه تعیین جانشین و ...گردد.  

2.      جامعه و طبقات(طبقات مردم در عصر اسلامی،روحانیان،دهقانان،طرز زندگی و آداب و رسوم مردم،زمان سنجی و تقویم،مراتب مردم در حکومت اسلامی و...)

 

    با توجه به این قسمت از تاریخ می توان اطلاعات جامعی درباره آداب و رسوم مختلف،نحوه بوجود آمدن برخی از امور مذهبی،وجود مراتب در جامعه اسلامی وموارد دیگر پی برد.

·        "در این سال(14ه.ق)عمر قیام ماه رمضان(بجماعت خواندن نافله شبها ماه رمضان)را معمول ساخت و فرمان آنرا به شهرها نوشت و ابی بن کعب و تمیم داری را فرمود تا با مردم نماز بخوانند.پس به او گفته شد که پیامبر خدا این کار را نکرد و ابوبکر نیز آنرا انجام نداد.گفت:اگر بدعت هم باشد چه نیکو بدعتی است." (ص22) از این تاریخ اهل سنت نمازهای مستحبی ماه رمضان را به جماعت می خوانند.

·

/ 2 نظر / 31 بازدید
باچه آزره

سلام دوست نازنین : دقیق در رروز ازادی بیان ویبلاگ باچه آزره را بستند ومن بار دیگر ازین دریچه سر بدر کردم تا از دیدار شما محروم نمانم.از آلبم باچه آزره دیدن فرمایید.بدروووود http://www.bacheazra.blogspot.com/

زواری

سلام. جالب بود. امیدوارم بیشتر بنویسید در این زمینه