قتل عام ارامنه.واقعیت یا دروغ

geno32.jpg    قتل عام ، جنایت در حق اقلیت،نسل کشی و ... همگی لغات و مفاهیمی هستند که در چند سده اخیر وارد تاریخ ملل و اقوام شده است ؛در این مقاله سعی شده به بررسی کشتار ارامنه توسط ترکان عثمانی در بحبوحه جنگ جهانی اول پرداخته شود.متاسفانه دراین زمینه شبهات فراوانی در تاریخ وجود دارد ،که نیاز دارد محققین وتاریخنگاران پژوهشهای بیشتری نمایند.

    باکمال تاسف زمانی که این موضوع را انتخاب کردم پی بردم که تا چه حد امکانات بنده در این زمینه ضعیف است؛ منابعی که به آن دسترسی داشتم بسیار اندک بود و در این تعداد منابع اندک هم فقط از یک گروه حمایت شده و گروه دیگر را به صورت کاملاًَیک طرفه محکوم و جنایتکار اعلام کرده بودند.در منابع نوشته های ارو پائیان و روسها که همواره نظر مساعد به عثمانیها ندارند بدون هیچ دلیل و مدرکی یکطرفه به بد گوئی از ترکها پرداخته اند؛به عنوان مثال در کتاب ارمنستان 1915ژان ماری کارزو؛انتشارات جاویدان؛فرمانروایان شاخ زرین نوئل باربر،انتشارات گفتار؛افسانه پان تورانیسم :توران متحد و مستقل ،زاره واند؛انتشارات بینش .از سوی دیگر در اکثر سایتهای اینترنتی فارسی وانگلیسی زبان نیز این مورد به صورت کاملاَمشهود به چشم می خورد.در اکثر مقالات نویسندگان ایرانی نیز نوعی جانب داری از ارامنه به چشم میخورد.در پائین نام چند سایت اینترنتی که از آنها استفاده کرده ام ،راذکر میکنم.www.ourararat.com در این سایت که توسط تعدادی از ارامنه ایجاد شده است ،مطالبی در زمینه قتل عام ارامنه آمده است؛بدون آنکه به دلایل این نسل کشی بپردازد ،یکسره به توصیف جنایات ترکان پرداخته است و عکسهائی نیز از قتل عام ارامنه در آن گنجانده شده است. www.24april1915.com این سایت متعلق به کلیسای خلیفه گری تهران میباشد؛در این سایت نیز در زمینه نژاد کشی ارامنه اطلاعات فراوانی آمده است. www.sharghian.com در این هفته نامه الکترونیکی مقاله ای از آقای ایرج افشار آمده بود ،ودر این مقاله هم به کشتار وسیع ارامنه اذعان شده است.     البته بنده در این جا نمی خواهم ،اعمال ترکان را توجیه کنم؛جنایت حتی در مقطع کوچکش قبیح است،چنانکه هنگامی که در شهر انبار ،زیور از پای یک زن یهودی برداشته شد،حضرت امام علی (ع)فرمودند:اگر یک مسلمان از قصه دق کند ؛تعجبی نیست.     در اینکه در میان سالهای 1894-1896 ودرطول سال 1915 قتلهائی صورت گرفت شکی نیست؛ولی نباید این نکته را از نظر دور نگه داریم که هر حادثه تاریخی را نباید بدون تحقیق بپذیریم،چرا که همواره تاریخ در معرض تحریف بوده است.     نژاد کشی چیست؟قتل عام یا نژاد کشی :کشتار گروهی، ‌ قتل عام یا نژاد کشی (genocide) واژه ای امروزی برای جنایتی قدیمی است . معنی آن نابودی گروههای ملی ، ‌نژادی، دینی یا قومی است. کلمه genocide از واژه های لاتین genos به معنی " گروه" و cide به معنی " کشتن" مشتق شده است. تاریخ مدتها شاهد اندوهگین چنین اعمالی بوده اما قرن بیستم انجام این جنایت را در وسیعترین و غیر انسانی ترین مقیاس شناخته شده آن مشاهده نمود.
براساس ماده دوم کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت کشتار گروهی : (Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide) مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ نهم دسامبر 1948، کشتار گروهی یا نژاد کشی به معنی هریک از اقدامات زیر است که به قصد نابودی تمام یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی به شرح زیر انجام شود : 1ـ کشتن اعضاء گروه.
2
ـ وارد آوردن آسیب جدی جسمی یا روحی به اعضاء گروه.
3
ـ تحمیل عمدی شرایطی به گروه به منظور نابودی فیزیکی تمام یا بخشی از آن.
4
ـ تحمیل مقرراتی بمنظور پیشگیری از زاد و ولد در داخل گروه.
5
ـ انتقال اجباری کودکان گروه به گروهی دیگر. همچنین طبق این کنوانسیون اشخاصی که مرتکب کشتار گروهی، توطئه برای انجام آن، تحریک مستقیم و عمومی برای ارتکاب به آن، یا همدستی در کشتار گروهی شوند، اعم از این که مسئولان قانونی کشورها، مقامات رسمی یا افراد عادی باشند باید مجازات شوند. ( ماده چهار).
براساس کنوانسیون عدم شمول قانون مرور زمان در مورد جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ یازدهم نوامبر 1970 ، جنایت کشتار گروهی تحت هیچ شرایطی شامل مرور زمان نمی شود.
در سراسر جهان افراد بسیاری برای پیشگیری از تکرار کشتار گروهی و مجازت عادلانه عاملان کشتارهای قبلی تلاش می کنند. این تلاشها فراتر از مرزهای عقاید مذهبی و خطوط سیاسی است .  ( www.24april1914.com ) محققین، قرن 20و۲۱ را قرن نسل کشى نامیده اند. چرا که ۶۰ میلیون نفر در اثر وقایعى که امروز آن را  نسل کشى مى نامیم به قتل رسیده اند. شاید به همین جهت است که موارد  نسل کشى به افغانستان (کشتار شیعیان هزاره توسط امیر عبدالرحمان خان1880-1901)،هرزگوین، رواندا، کامبوج، روسیه، ترکیه و آلمان ختم نمى شود. حوادث منتهى به کشتار کردها در عراق توسط رژیم بعثى عراق طى سال هاى ۱۹۸۸-۱۹۸۷ از نظر بسیارى از صاحب نظران حقوق بشر به عنوان یک  نسل کشى به شمار مى رود. همین طور کشتار 2 میلیون بنگالى در پاکستان در سال ۱۹۷۱. مى توان موارد دیگرى از کشتار مردم را به این لیست اضافه کرد که اگرچه در تعریف  نسل کشى نمى گنجد اما از سبعیت جدى اى حکایت مى کند. از جمله مى توان به زندانى کردن (منجر به قتل)، غارت و اعدام هزاران نفر در چین در دوره مائو تسه تونگ یاد کرد. مطابق با برخى منابع بین سال هاى ۱۹۴۹ بعد از پایان جنگ جهانى دوم تا ۱۹۸۷ نزدیک به ۳۵ میلیون نفر در چین توسط دولت کمونیستى به قتل رسیده اند. در کامبوج نیز بین سال هاى ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ خمرهاى سرخ بین 7/1تا دو میلیون نفر از مردم را به قتل رساندند که تقریباً ۲۰ درصد جمعیت این کشور را به خود اختصاص مى داد. در تمور شرقى نیز طى سال هاى ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۹ تحت رهبرى دیکتاتور پرتغالى مارچلو کاتانو نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر به قتل رسانده شدند. در هفتم دسامبر ۱۹۷۵ ارتش اندونزى به تمور شرقى حمله کرد و تقریباً کنترل جزیره را به دست گرفت و در اولین سال اشغال تقریباً ۱۰۰ هزار نفر از جمعیت ۶۰۰ هزار نفرى آن کشته شدند..
جنایت رواندا نیز در نوع خود بى
 نظیر است. پیش از سال ۱۹۹۴ یعنى تنها 12 سال قبل ۸۵ درصد جمعیت کشور رواندا را قوم توتسى به خود اختصاص مى دادند. بعد از آنکه در ششم آوریل ۱۹۹۴ رئیس جمهور وقت در یک سانحه هوایى کشته مى شود شبه نظامیان هوتویى در مدت کمتر از ۱۰۰ روز ۸۰۰ هزار نفر را به قتل مى رسانند که بیشتر آنها از قوم توتسى بودند. به گونه اى که ۷۵ درصد جمعیت توتسى ها در این  نسل کشى بى رحمانه از بین رفتند.
واقعه
 نسل کشى دیگرى که مى توان از آن نام برد مربوط مى شود به کشتار مسلمانان بوسنى و هرزگوین بین سال هاى ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ توسط صرب هاى مسیحى ارتدوکس که در جریان آن ۲۰۰ هزار مسلمان کشته شدند. در کوزوو نیز طى سال هاى ۱۹۹۹-۱۹۹۸ نزدیک به ۴۰۰ هزار مسلمان یا ناپدید شدند یا به قتل رسیدند یا به تبعید اجبارى تن دادند. جمهورى دموکراتیک کنگو نیز در آفریقا شاهد فجایعى از این دست بعد از سال ۱۹۹۷ بوده است. در واقع پس از آنکه کابیلا قدرت را به صورت خونینى به دست گرفت کشور صحنه انتفام  جویى و خشونت بلاحصرى شد که تجاوز و غارت و کشتار نزدیک به 7/1میلیون نفر را به همراه داشت. همه این اتفاقات جایى در نزدیکى ما رخ داده است
بنابر برخى مدارک و شواهد نزدیک به
۱۷۰ میلیون نفر از مردم جهان توسط دولت ها در قرن بیستم در جنگ هاى داخلى و بین المللى به قتل رسیده اند. سه کشتار جمعى و  نسل کشى نیز در سال هاى اخیر رخ داده است که بیشترین آن به سه دلیل زیر رخ داده است:
- کشتار جمعى اقلیت مذهبى توسط افراد متعلق به دین اکثریت.
- کشتار جمعى هم
 کیشان.
- کشتار جمعى و
  نسل کشى گروه مشخصى از مردم به دلایل مشخص.
 نسل
 کشى هاى یکصد سال گذشته. افغانستان 1900-1881: (شرح این فجایع به خوبی و به صورت روشن در کتاب سراج التواریخ ملا کاتب هزاره که مورخ دربار امیر حبیب اله خان(جانشین وی) فرزند عبد الرحمان خان بوده موجود بوده که متاسفانه فقط جلدهای 5و6 این مجمو عه از چنگال رژیم سالم باقی مانده است.اخیرا قسمت دیگر کتاب مرحوم غبار(افغانستان در مسیر تاریخ ) که ممنوع الچاپ بود ؛ توسط فرزندش در آمریکا چاپ گردیده که در آن از جنایات این خاندان پرده برداشته است،این کتاب توسط انتشارات جمهوری در ایران نیز چاپ گردیده است.)
هرزگوین
۱۹۹۵ - ۱۹۹۲: ۲۰۰ هزار کشته
رواندا
۱۹۹۴ طى ۱۰۰روز: ۸۰۰ هزار کشته
پل پوت در کامبوج :
۱۹۷۹ _ ۱۹۷۵: دو میلیون کشته
آدم
 سوزى نازى ها در آلمان ۱۹۴۵-۱۹۳۸: شش میلیون کشته(بر اساس ادعای یهودیان)
قحطى اجبارى استالین
۱۹۳۳-۱۹۲۳: هفت میلیون کشته
قتل عام ارمنى
 ها در ترکیه ۱۹۱۸ _ ۱۹۱۵: یک میلیون و ۵۰۰ میلیون کشته(بر اساس ادعای ارامنه) اما چیزی که در این میان جالب به نظر می رسد این است که در اکثر موارد،جناح پیروز و مسلح بعدها به هر نحوی در صدد کتمان این وقایع بر آمده اند و حتی خواسته اند با تاریخ سازی آن را کتمان کنند .اگر چه در صحت برخی از این نسل کشی های شکها و تردیدهای انکار ناپذیری وجود دارد ،که حتی روی دادن آنها  را غیر ممکن می کند. یکی از مواردی که دو طرف ؛در صدد اثبات گفته هایشان هستند ،قتل عام ارامنه توسط ترکان عثمانی(در زمان سلطان عبد الحمید دوم(1894-1896)و محمد پنجم که در واقع بازیچه دست تر کان جوان بود میباشد.(1915)
اما اگر واقعه
۲۴ آوریل سال ۱۹۱۵(کشتار 300نفر از ارمنیان مشهور،استانبول که سر آغاز کشتارها گردید.) را به نوعى به زمان هاى دور نسبت دهیم و انتظار داشته باشیم با توجه به مکانیسم هاى مختلف بین المللى مناقشات در سطح گسترده به سرعت کنترل شود، گمان اشتباهى را پرورده ایم. اما  هم اکنون هزاران نفر از مردم دارفور سودان یا در حال جان باختن هستند و یا جان خود را از دست داده اند. تنها 18 ماه پیش اولین  نسل کشى سده حاضر رقم خورد. کشتار مردم توسط شبه نظامیان عرب تبار طرفدار دولت در غرب سودان نیز به اعتقاد بسیارى از صاحب نظران یک نوع  نسل کشى تمام عیار به شمار مى آید. اگرچه سازمان ملل ویژگى هاى یک  نسل کشى را براى آن به شمار نمى آورد. بحران دارفور بیش از ۷۰ هزار کشته و دو میلیون آواره به جا گذاشته است. یک گزارش سازمان ملل که پیشتر در سال جارى منتشر شد نتیجه گرفت، در حالى که کشتارهاى دارفور معادل  نسل کشى نیست، اما قتل، شکنجه، ناپدید شدن افراد و خشونت هاى جنسى به شکلى منظم و حساب شده و در سطحى گسترده روى داده است و مى تواند حکمى معادل جنایت علیه بشریت داشته باشد. اما کار به اینجا ختم نمى شود چرا که تبعات آوارگى مردم و مشکلاتى که براى آنان به وجود آورده ابعاد این فاجعه انسانى را چندین برابر کرده است. مطالبی درباره ارمنستان ارمنستان درسرزمین اورارتو Urartooاست.پایتخت اورارتو شهر توشپا بود که بعدها به وان تغییر نام داد،آرکیشتی اول پادشاه اورارتو در سال 782ق.م شهر اربونی Ereboonyvhساخت ،که بعدها به ایروان معروف شد. آرمنها (ارامنه)از نژاد هند و اروپائی بوده و ورودشان به سرزمین اورارتو در قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد صورت گرفته است.آرمنها اورارتو را فتح کرده و زبان خود را بر آن تحمیل نمودند.(1) اولین بار نام ارمنستان در کتیبه داریوش در بیستون دیده میشود (521ق.م)،در تاریخ قبل از اسلام،ارمنستان یا تحت تسلط ایران بود ویا تحت سیطره روم قرار داشت. پس از ظهور اسلام و قدرت گرفتن اعراب ،این کشور به تصرف نیروهای اعراب درآمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای عباسی بود.ازآن پس در حدود دو قرن ارمنه طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردندتا اینکه با هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را ازدست دادند.در این دوران قشر عظیمی از ارامنه که حاظر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند بامهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در انجاحکومت تازه ای راتحت عنوان ارمنستان جدید پایه گذاری کردند که است

/ 5 نظر / 77 بازدید
عزيز

جاويدی عزيز سلام. دردها و رنجهای ما انقدر زياد است که فکر نمی کنم ضرورت ان را ايجاب کند که بياييم به مسائل ارمنستان و يا عثمانی و .... بپردازيم . گرچند دانستن انها به مثابه يک واقعيت تاريخی خوب است. تاريخ تجربه است ولی هيچ وقت ما در کشور مثل افغانستان نمی توانيم ازتجربه عثمانی و يا غيره ببیاموزیم . بايد به افغانستان پرداخت و کشور های مرتبط با ان تا بلکه بتوانيم در کنکاش از تاريخ به برخی از واقعيت ها برسيم. دانستن اينکه قتل عام ارامنه دروغ است يا واقعيت دری را از ما دوا نمی کند . بيا دستت را روی زخم های تاريخ خود بگذار .... تا بدانیم که سرخی گونه خفاش از خون من و تست . موفق باشی.

عالی بود و جالب ! بيش از اين برايتان آرزوی توفيق ميکنم .

عطا ابراهیمی راد

با سلام ......... متن فوق متن بسیار بسیار جالبیست . نویسنده با نگرشی کاملا علمی بدون فاناتیزم محاوره ای که مشغله ارمنیان طرافدار قتل عامشان هستند میباشد . به نویسنده متن از صمیم قلب تبریک میگویم /

mehdi

کل نوشته هاتو نخوندم ولی همون مطلب جانبداری از ارامنه تو نوشته های خودت هم هست. وقتی امپراتوری ترک عثمانی ارامنه رو از خاکش بیرون کرد , ارامنه ی عزیز شما وارد آزربایجان شدن و شروع به کشتار آذربایجانی ها کردن چون دولت قاجار نابسامان بود سران منطقه از ترک های عثمانی کمک خواستن و ترکها ارمنی ها رو به سمت شمال و شوروی فراری دادن . سپس ارامنه با حمایت همه جانبه شوروی و فرانسه و انگلیس و... در قسمت شمالی آزربایجان دولت محلی تشکیل دادن که در خاک آزربایجان بوده و با انتقال و مهاجرت اجباری یا کشتار مردم ترک منطقه بوده پس از فروپاشی شوروی هم از غفلت باکو استفاده کرد و قره باغ عزیز آزرباجان رو با قتل عام و نسل کشی تصاحب کرد. قتل عام مردم آزربایجانی خوجالی و خان کندی هم که توسط نیرو های روسیه خلع سلاح شده بودن هم نسل کشی بارزی هست. نمی دونم چرا تو یورو ویژن مردم آزرباجان شمالی مسلمون میشن ولی تو در رابطه با ارامنه کافر هستن. اگر مطلب مینویسی درست و عادلانه بنویس من نمیگم که سومری ها ترک بودن میگم تر قره باغ هم نسل کشی شده چرا نمیاری . یان جور مسائل و مطالب هست که اگر هر ترکی تو ایران باشه و ازش آگاه بشه سعی میکنه ...

mehdi

قتل عام ارامنه یک دروغ بزرگ هست. همین الان تو اون خاک اشغال کرده مگه چند تا ارمنی هست که تو جنگ اول جهانی 1.5 میلیون نفرشون قتل عام شدن... بهتر آدم یه خورده فکر هم داشته باشه. به امید به تانری و غیرت آزربایجانی ها بالاخره قره باغ به خاک اصلی آزربایجان برمیگرده.