تاریخ و جغرافیا

رویای کودکانه، ما و جامعه‌ امروزی

کارول پیرسون در "زندگی برازنده من" تعبیر زیبایی ارائه می‌دهد. وی صحبت از حیات بشری می‌کند و در قسمتی از توضیحاتش اشاره می‌کند که هر کودکی، در دو مرحله یتیم می‌شود.

مرحله‌ دوم، همان وفات والدین است که می‌دانیم؛ اما مرحله‌ نخست، زمانی است که تصاویر رویایی و کاملی که کوذکان از پدر و مادر خود در ذهن ساخته‌اند، دچار آسیب می‌شود، می‌شکند و در نهایت می‌میرد.


به واقع، کودک روزی متوجه می‌شود که پدر، قدرتمندترین فرد دنیا نیست. ممکن است به آسانی در یک درگیری ساده کتک بخورد و ....، روزی متوجه می‌شود که خانواده‌اش و پدرش ثروتمندترین افراد دنیا نیستن و اگر پدر وعده خریدن چیزی را به او داده و زمان خرید آن را به بهانه‌های مختلف به زمان دیگری موکول می‌کند، بدلیل مشکلات اقتصادی است، بزودی کودک می‌فهمد که نمی‌تواند؛ همه آنچه را که می‌خواهد؛ ذاشته باشد.

کودک روزی می‌فهمد که مادر، خود نماد درد و رنج و تحمل بوده. لبخندهای مهربان مادر، از روی شادی و رضایت نبوده. از مهر مادری بوده. از عشق به فرزند. از بزرگواری او. مادر ترجیح می‌داده در مقابل فرزندش، لبخند بزند و بخندد و شادی کند و گریه‌ها و اندوه خود را، به خلوت شبانه‌ی خود، به سجاده‌اش، به تاریکی اتاق یا به جمع دوستانش ببرد.

اما طبیعی است که هیچ کس، این تجربه‌ی یتیمی را دوست ندارد. همه دوست دارند تا حد امکان، آن تصویر کامل را حفظ کنند. چنین می‌شود که اگر پدر در یک درگیری خیابانی زخمی شود، کودک فکر می‌کند که پدر، دلش نیامده با روبرویی برخورد تند کند و ملاحظه‌ او را کرده  و ترجیح می‌دهد که گریه‌های شبانه‌ی مادر را، نه حاصل دعوای با پدر، که مناجات با درگاه الهی ببیند.

شکل‌های رفتارِ کودکانه را در جوامع هم می‌توان دید.اینکه مردم یک جامعه، تصویرهای کامل و زیبایی از داشته‌های خود می‌سازند. از تاریخ‌شان. از گذشته و امروزشان. از بزرگانشان.

ملت‌هایی که رشد می‌کنند و به بلوغ می‌رسند، به نقد گذشته می‌نشینند و ضعف‌ها را می‌پذیرند و در پی جبران آنها برمی‌آیند.

اما ملت‌هایی که هنوز در مرحله‌ی کودکی هستند، در پی خلق تصویری زیبا و کامل و دلفریب از خود و داشته‌های گذشاه‌اشان می‌گردند.

امروز هم که مشکلات و مسائل کشور ما هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود، با حجم گسترده‌ای از نوشتارهایی روبرو می‌شویم که گذشته تاریخی و فرهنگی و عملکرد برخی اشخاص در گذشته مورد توجه قرار گرفته و یگانه راه نجات جامعه، بازگشت گذشتگان به دنیای امروز تعریف می‌شود.

فرهنگ کودکانه، اثرات بدی دارد. اثراتی که اگر به آنها توجه نداشته باشیم، می‌تواند حال و آینده جامعه‌ را تخریب کند.نخستین اثر بد، بی‌عملی است. وقتی تا این حد تصاویر کامل از خود و گذشته‌امان می‌سازیم، وقتی معتقدیم که همه‌ بنیادهای علوم مختلف توسط پدران ما پایه‌گذاری شده، اولین دولت‌ها و اولین سازمان‌های اداری را ما ساخته‌ایم و.... پس از آن اوضاع نادرستِ اقتصادی و مدیریتی و صنعتی خودمان را به تنبلی، تن پروری، کم فکری، کم سوادی، مطالعه‌ کم، به روز نبودن، خودخواهی، خودمحوری، غیرسیستمی فکر کردن و ده‌ها ویژگی دیگرمان ربط نمی‌دهیم. بلکه بدنبال دستی از بیرون می‌گردیم که بیاید و نجاتمان دهد!

دومین اثرِ بد، دیده نشدن نخبگان و بزرگان امروزمان هست؛ در واقع نگاهِ کودکانه ما، آنچنان از گذشته تصویرسازی نموده که اجازه دیدن نمی‌دهد. بر اساس همان تصویرسازی‌ها از گذشته و افعال گذشتگان داستان‌ها خلق می‌کند. روایت‌ها می‌سازد. بزرگنمایی‌ها می‌کند و اغراق‌ها می‌کند.

بر این اساس(دیدگاه کارل پیرسون) یتیم همواره مواظب تقدیر گرایی، بدگمانی و هراس از اعتماد به دیگران بخاطر شکست ها و نا امیدی هایی که در دوران کودکی شاهد آن بوده است، می‌باشد. بیشتر شدن سختی‌های زندگی باعث می‌شود یتیم، اعتماد کمتریِ نسبت به اطرافیان خود داشته باشد و کمک مورد نیاز خود را از آنها درخواست نکند. او اغلب جبهه می‌گیرد و از قلمرو خود دفاع می‌کند. فکر او این است که دیگران باید موضعش را بپذیرند؛ به بهانه اینکه او در کودکی آسیب دیده است.

 

منبع: صحبتهای یک دوست و برداشتهای من

   + غلامرضا جاویدی ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; ٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()