تاریخ و جغرافیا

تصمیم به مهاجرت و پذیرفتن مسئولیت این انتخاب

دیدن عکس چند نفر ازدوستان دانشجو که گویا به مانند بسیاری دیگر از افغان‌ها، راه رفتن به اروپا را بر ماندن و اتمام درس ترجیح دادن؛ برایم جالب بود. امیدوارم این دوستان به آرزوهای خود دست یابند و در کنارش باز امیدوارم بتوانند مسئولیت انتخاب امروزشان را بپذیرند؛ چرا که با علمِ کامل به عواقب و جوانبِ کارشان، در این مسیر قدم گذاشته‌اند و امیدوارم بعدها، رویارویی با مشکلات باعث نشود که ایشان به زمین و زمان فحش دهند و از همه گِله و شکایت داشته باشند الا خود....


شاید اشتباه فکر کنم؛ اما احساس می‌کنم بخشی از مهاجرتهای امروزه جوانان ما از ایران؛ بدلیل آن است که جوان افغانستانی فکر می‌کند اگر به اروپا برسد در آنجا فرش قرمزی برایش پهن کرده‌اند و منتظر او هستند و تا پایان عمر او خواهد توانست راحت زندگی کند و ....شاید همین گونه باشد، نمی‌دانم!
معتقدم که حداقل یکی ازخصلت‌های بد ما افغانها این است که تنها قادریم همه چیز را یا سیاه ببینیم یا سفید.


عده‌ای فقط از نکات مثبتی که ایران برای مهاجر داشته؛ فریاده می‌زنند و از کنارِ موارد و موضوعات منفی به راحتی عبور می‌کنند.
در نقطه مقابل عده‌ای هم تنها به موانع و سختیها و مشکلات موجود مهاجران در ایران توجه نشان می‌دهند و برای اثبات ادعاهایشان، آنچنان راه غلو در پیش می‌گیرند که در نهایت مشکلاتِ واقعیِ موجودشان هم در نظرِ سازمان‌هایِ حقوقِ بشری و دیگران دروغ جلوه می‌کند.
نمی‌دانم اروپا با شرایط جدیدش و سیل مهاجرت از کشورهای مختلف می‌تواند چراغ امید ما ناامیدان همیشگی را روشن کند یا خیر؟ و یا حداقل زمینه‌ای را برای زندگی بهتر از آنچه پدرانمان در ایران داشتند؛ فراهم کند یا خیر؟ پدرانی که امروز از آمدن به ایران اظهار پشیمانی می‌کنند.!


به قول عزیزی همان پدرانی که یک روز بخاطر خاک شدن در مملکت شیعه و شنیدن صدای اذان شیعی، برای آمدن به ایران هر ذلت و سختی را تحمل می‌کردند، امروز نسخه جدید برای فرزندان خود می‌پیچند، نسخه‌ای که ذره‌ای تأمل در عاقب و نتایج آن دیده نمی‌شود. احتمالن در آینده‌ای نزدیک، به همان نتیجه‌ای خواهند رسید که امروز از آمدن به ایران به آن رسیده‌اند؛ اما فکر می کنم نتایج این نسخه‌پیچی به مراتب مصیبت‌بارتر خواهد بود، هم برای خود و هم فرزندانشان.
در کل، کاری به درست و یا غلط بودن این مهاجرت جدید ندارم، چرا که همه می‌دانیم؛ یافتن پاسخ درست برای سوالِ این روزهای جوان‌هایِ افغان، که آیا مهاجرت درست است یا خیر؟ مشکل است و نمی‌توان اظهار نظر دقیق کرد.
فکر می‌کنم موضوع مهاجرت، تصمیم شخصی افراد است و اساسن نمی‌توان برای آن توصیه‌ای داشت؛ چرا که اساسن توصیه‌پذیر نیست. به نظر می‌رسد آنچه که می‌توان تنها در این‌باره اشاره کرد؛ ذکر این نکته است که آدمی چه هدفهایی را ازمهاجرت دنبال می‌کند.
در چند ماهه اخیرشاید بخش اعظم کسانی که به اروپا رهسپار شدند؛ هدف درستی از رفتن نداشته و تنها نبود امید به بهبود وضعیت مهاجرین در ایران و در کل جستجوی یک زندگی آرامتر و راحتتر و در کنارش کم استرس‌تر در سرزمین جدید، آنها را در این راه قرار داده است. دقیقن همان هدفی که به شکل دیگر پدران ما در ایران دنبال می‌کردند.


نمی دانم؛ ولی به طور کلی معتقدم برخلاف نظرِ امروزِ بیشترِ کلان‌هایِ ما در ایران، مهاجرت مجدد نسخه‌ای برای همه نیست و هر کس باید با چشمان بازاقدام کند.
باید بررسی کرد و دید که این مهاجرت جدید باعث بدست آوردن چه چیزهایی می‌شود و در قبالش چقدر هزینه پرداخت می‌کنیم و در کل آدمی باید همیشه مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد؛ اگر کلان‌های ما مسئولیت‌پذیر بودند شاید تنها بخاطر شنیدن یک اذان و یا مدفون شدن در یک مملکت شیعی هیچ‌گاه اسباب دربدریهای بیشتر ما را فراهم نمی‌کردند. هر چند در کنار همه نادرستی‌های این مهاجرت(مهاجرت به ایران) معتقدم نکات مثبت فراوان هم موجود بود و هنوز هم هست. در هر صورت نفس مهاجرت در هر جای دنیا به شکلی معینی است، با کمی تفاوت....
شاید در اروپا مهاجرین وضعیت بهتری داشته باشد؛ اما در کل آواز دهل شنیدن از دور خوش است.

   + غلامرضا جاویدی ; ٥:٢٠ ‎ق.ظ ; ٦ آبان ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()