تاریخ و جغرافیا

تاریخ، افراد و بعضاً نگاه منفعت طلبانه مورخان به آن

مطالعه در تاریخ سبب می شود ناخواسته با اشخاصی مواجه شویم که دست آوردها و ویژگیهای شخصیتی آنها سبب ماندگاری اشان در تاریخ شده است. متاسفانه تاریخ تا اندازه زیادی تابع حب و بغض های گردآورندگان آن بوده و معمولا مورخان، با در نظر داشتِ روابط گذشته این مردانِ تاریخ با ممالکی که خود متعلق به آن هستند، درباره آنها قلمفرسایی کنند.


بر این اساس نمی توان هیچگاه به طور مطلق به نوشته های تاریخی اطمینان یافت. به عنوان مثال در رابطه با شخصیت چنگیزخان و در کل عملکرد مغولان، نویسندگان در کتابها و مقالات خود نظرات مختلفی را بیان نموده اند؛ اما عموماً تلاش کرده اند تا صرفاً نکته های منفی را به چنگیز خان و حکومت فرزندانش نسبت دهند؛ حتی تا جایی که ممکن باشد صحنه سازیها صورت میگیرد، بدون هیچ اشاره ای به اهداف واقعی، خدمات و تاثیرات مفیدی که ممکن است این اشخاص بر سرزمینها و فرهنگهای تحت نفوذشان ارائه نموده باشند.

به عنوان مثال از چنگیز خان و جانشینانش چهره ای وحشتناک ساخته اند تا بدین ترتیب توانسته باشند فاصله ای میان ما و حقیقت که شخصیت و ویژگیهای واقعی آنهاست ایجاد نمایند.

لذا در مطالعه تاریخ باید تا اندازه زیادی از استناد مطلق به نوشته های تاریخی حذر کرد و تلاش کرد نگاه عقلی و واقع بینانه به رویدادهای تاریخی را حفظ کرد. در زمینه عملکرد مغول و آنچه منابع درباره وضعیت دهشت باری که مغول ایجاد کرد،نوشته اند؛ باید به نکات ذیل توجه نشان داد، شاید که نگاه متفاوت تر و بدون پیش فرضهای رایج در مطالعه تاریخ مغول پیدا کنیم...

در مرحله اول باید از خود پرسید چرا بیشترین حجم منابع تاریخی از دوره مغول موجود است؟

شاید بلافاصله خود به این سوال پاسخ دهیم که چون مغول، خلافت عباسی را منقرض کرد و حداقل برای چند سال جهان اسلام(اهل سنت) را با بحران مشروعیت حاکمیت مواجه کرد و از سوی دیگر قتل و عام های سختی در این دوران صورت گرفت. با همین پاسخ می توان تا اندازه زیادی به نوشته های تاریخی دوره مغول و بعد از ان تشکیک وارد کرد. بر این اساس این نکات به ذهن هر فردی نزدیک می شود:

1-سقوط خلافت عباسی سبب کینه مسلمانان و مورخان از مغولان گردید و ایشان تا توانستند به بدگویی از مغولان پرداختند.

2- هر یک از مسلمانان شیعه و سنی یکدیگر را به همکاری با مغول متهم می کردند، لذا تلاش کردند تا با مطرح کردن وقایع نادرست هر چه بیشتر یکدیگر را متهم کنند.

3- سیاست مغول را نیز در بزرگنمایی وقایع نباید از نظر دور داشت، چرا که مغول تلاش داشت با ایجاد رعب و وحشت زمینه نفوذ خود را در مناطق آسانتر نماید. مثلا عطاملک جوینی از جمله نویسندگان دربار مغولان است و لذا بر اساس سیاست بزرگنمایی مغولان وقایع را مطرح می کردند.صحت این نوشتارها را می توان به مراجعه به آثار نزدیک به دوره مغول که بعدها بعد از حملات مغولان نوشته شده است، یافت؛ که در آنها صحبت از رونق شهرهایی می شود که مثلا در دوره حملات مغول کاملا با خاک یکسان شده بودند.(شهرهایی با خاک یکسان می شدند که در مقابل مغول مقاومت می کردند.)

4- مطالب اغراق آمیزی که در کتاب تاریخ جهانگشا و یا جامع التواریخ آمده است در هیچ کتاب تاریخی نیامده است...

مثلا در جایی درباره قتل عام مردم در شهری نوشته شده است:" اگر در آنحا صد هزار کس بود، پس از آن صد کس نماند."

یا در جای دیگر

" آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند."

   + غلامرضا جاویدی ; ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱٥ بهمن ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()