تاریخ و جغرافیا

تملق و چاپلوسی آفت جامعه افغانستان

داستانها، حکایتها، افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه‌، یکی از منابع ارزشمند برای شناخت ابعاد مختلف یک جامعه است؛ چرا که این حکایتها برخاسته از وضعیت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جوامع است.


به جرات می توان گفت که داستانها و حکایتها، شیره‌ جان و زندگی یک ملت را با خود حمل می‌کنند، و حقایقی را با ما در میان می‌گذارند که شاید در هیچ کتاب یا سند معتبرتاریخی پیدا نشود.
عبید زاکانی در یکی از طنزهای گزنده خود موضوع حضور تملق و چاپلوسی را دست کم در دربار حکومتگران و قدرت مندان به وضوح نشان داده است. عبید زاکانی آورده است که روزی سلطان محمود را در حالت گرسنگی، بادمجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت: بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادمجان سخت مضر است، ندیم در مضرت بادمجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: ای مردک نه آن زمان مدحش می گفتی؟! ندیم گفت: قربان! من، ندیم توام نه ندیم بادمجان.
به این ترتیب می توان دریافت که حکومتها، خاستگاه عمده چاپلوسی بوده است و چاپلوسان به خاطر منافع شخصی خودشان به تملق و مبالغه درباره خصوصیات و توانایی های افراد متوسل می شدند و آنها را ستایش می کردند.
به واقع بر اساس این داستان موفق و سربلند انسان دروغگو است، کسی پیروز است که لب به گفتن حقایق نگشاید و در سخنانش همواره رضایت طرف مقابل را بر گفتن حقایق ترجیح دهد. در نتیجه سرانجام این دورویی و دروغ‌گویی در داستان هم، چیزی نمی تواند باشد جز دریافت مزد شایسته‌.
با رحوع به ادبیات فارسی می توان دریافت که نویسندگان در این زمینه فراوان حکایت و داستان نوشته اند و همه این حکایتها و داستانها درباره چاپلوسی و دروغ‌گویی،نشان می‌دهد که حاکمان مستبد چنان ترسی بر دل‌ها انداخته بوده‌اند، که عاقلانه‌ترین روش زندگی، چاپلوسی و دروغگویی و تحمل بوده است.
متاسفانه تملق و چاپلوسی نیز به مانند بسیاری از پدیده های اجتماعی با گذشت زمان در رفتار جامعه ما نهادینه شده و رسوب کرده است و اکثر مردم با آن خو گرفته اند. تملق یک پدیده قدیمی است و نمی توان انتظار داشت که به راحتی از جامعه محو شود. چون سایه استبداد برای مدتی طولانی در تاریخ و فرهنگ کشورمان وجود داشته و باعث شده تا رفتارهای تملق آمیز توسط افراد گسترش داده شود.
در محیطهای که چاپلوسی متدواول است ، هر نوع تعبیر باید مورد پسند طبقه ممتاز جامعه باشد. در نتیجه صداقت و پای بندی به اصولی که تامین کننده منافع واقعی مردم است، جای خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوسی می دهد.
دادن القاب و عناوین جعلی و غیر واقعی و ستودن غلط آمیز طرف مقابل، یا افراد بالا دست از جمله شکل های چاپلوسی در جامعه افغانستان است. چاپلوسی ویا سایر آفات اخلاقی در هر مجموعه ای نشان گر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهای حاکم بر آن جامعه است. چنین فضایی در جامعه زمانی شکل می گیرد که منزلت ها و نقش ها، آن گونه که شایسته ی افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته سالاری به معنی واقعی آن وجود نداشته باشد....

   + غلامرضا جاویدی ; ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ٦ بهمن ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()