تاریخ و جغرافیا

افغانستان و مدرنیته 3

در سالهای پایانی سلطنت ظاهرشاه، به لحاظ سیاسی در کشور وضعیت بهتری ایجاد گردید و تا حدودی به حقوق و آزادیهای سیاسی براساس قانون اساسی توجه گردید، هر چند بسیار اندک....


نفوذ بیش از حد روس ها که از دوره صدرات اعظمی داوود خان در افغانستان آغاز شده بود، ظاهرشاه را برآن داشت که جهت حفظ توازن در روابط افغانستان در پی بهبود روابط با پاکستان و آمریکا برآید و این ذهنیت را برای آگاهان سیاسی ایجاد نمود که افغانستان تلاش می نماید وضعیتش را از کشورهای پیرامونی به نیمه پیرامونی تغییر دهد.
در همین دوره، آمریکا با تخصیص دادن یک میلیون و ششصد هزار دلار کمک برای راه اندازی دانشگاه کابل تمایل خود را به همکاری با دولت افغانستان اعلام کرد که نوید بخش توسعه علمی کشور بود.

اما متاسفانه این شادمانی و امید چندان دوامی نیاورد و با آغاز اختلافات و رقابت های خانواده سلطنتی وسرنگونی حکومت ظاهرشاه توسط داوود خان و اعلان نظام جمهوری به یاس مبدل شد. از این تاریخ به بعد کشور، دستخوش تغییرات فراوان سیاسی گردید، از کودتاهای مختلف گرفته تا قدرت یابی کمونیستها که خود فصلی از کشمکشها و درگیریهای سیاسی را در کشور به همراه داشت و در نهایت با قدرت گیری طالبان به اوج بحران سیاسی- اجتماعی رسید....

فعالیتهای ظاهر شاه و پس از آن داوود خان عقیم ماند و کشور نتوانست سیر طبیعی مدرنیزاسیون را طی کند...اما به هر صورت، آنچه در این میان قابل توجه به نظر می رسد؛ از میان رفتن امنیت و ایجاد فضای ترس در کشور بود. به قول یکی از دوستان، شاید در همه عکسهای قبل از دهه 80 در افغانستان، فقر عمومی به مانند امروز بیداد کند و در کنار آن تلاش دولت برای رسیدن به مدرنیته کمی مسخره به نظر آید؛ اما در همه عکسها یک چیز خوب جلوه می کند و آن، نبود ترس است.

ترسی که در عکس‌های نیم‌قرن قبل نیست و مردم به زندگی عادی خود مشغولند با همه مشکلات، و در چشمان آنان حداقل ترس دیده نمی شود.

اما امروز ترس، نیز جزئی از زندگی روزمره ما افغانستانیها شده است….

ترس از طالبان، ترس از انتحار، ترس از تحجر، ترس از افزایش اعتیاد در میان جوانان، ترس از آینده مبهم و ترس از حکومت وحدت ملی.....

منبع عکسها:
http://www.theatlantic.com/infocus/2013/07/afghanistan-in-the-1950s-and-60s/100544

   + غلامرضا جاویدی ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ٢٩ آذر ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()