تاریخ و جغرافیا

تاریخچه پیدایش نوروز

آب زنید راه را، هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را، بوی بهار می رسد

همه اقوام و ملل برای برخی از روزهای سال به مناسبتهای مختلف‏ احترام و اعتبار خاصی قائلند که ناشی از ریشه‏های قومی و مذهبی و غیره است.درمیان مردم افغانستان با پشتوانه غنی فرهنگ اسلام، بعضی از روزها، از اهمیّت و ارزش ویژه‏ای برخوردار است،که عید قربان، عید فطر و نیز نوروز از جمله این روزها می باشد.


    با آنکه بسیاری از سنّت‏های قومی به دنبال چیرگی فرهنگ اسلامی و هدایت یافتن آنها به‏ دین مبین اسلام از بین رفت و جای آن را سنّت‏های اسلامی گرفت، لکن عید نوروز در میان مردم افغانستان باقی ماند، و تا به امروز در اول حمل مردم آن را گرامی می دارند؛ چرا که منطق اسلام، منطق خرد و بهره‏وری بهینه و گفتگو و داد و ستد با آداب و رسوم و فرهنگهای گذشته و هم عصر خود است و تا با سنتی غیر اخلاقی و غیر عقلانی مواجه نگردد؛ سنتها را در دل خود جای می‏دهد و آنها را به رنگ‏ الهی در می‏آورد. حضرت علی(ع)در نامه 53«نهج البلاغه»خطاب به مالک اشتر می‏نویسد:

    «...هرگز سنت شایسته‏ای را که پیشینیان این امت‏ بدان عمل می‏کرده‏اند و همبستگی ملت را در پی‏ داشته است و امور اجتماعی و کار مردم بر محور آن سازمان یافته مشکن،و هیچ راه و رسم نوی‏ ایجاد مکن که به سنتی از این سنتهای پسندیده گذشتگان آسیب رساند که در این صورت پاداش و ستایش مردم برای بنیانگذاران این سنتهاست و بار گناه سنت‏شکنی بر تو خواهد بود...».

    در پایان نامه‏ آمده است:«...بر تو واجب است که همواره‏ حکومتهای دادگستر پیشین،سنتهای پر فضیلت‏ گذشتگان و روشهای پسندیده آنان،آثار پیامبر اسلام(ص)و واجباتی را که در کتاب خداست، بیاد داشته باشی....».

    بنابراین، حوادث و رویدادهای سیاسی و تاریخی نتوانسته است بر ماهیت این جشن تاثیر گذار باشد.در این نوشتار کوتاه تلاش شده، نگاهی کوتاه به تاریخچه پیدایش این جشن باستانی داشته باشیم. در کتابهای مورخین قدیمی از جمله در کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه تألیف ابو ریحان بیرونی، نوروزنامه عمر خیام و سفرنامه‏های مختلف سیاحان هریک بنوعی نوروز و پیدایش آنرا شرح داده‏اند.

    برخی از علمای لغت فرهیختگان«نوروز»را حمل بر معنای لغوی آن یعنی روز نو و روز تازه کرده[1] و برخی برای آن تفسیر عرفانی ذکر نموده و گفته‏اند هر روز که در آن واقعهء مبارکی رخ دهد روز نو می‏باشد.

    ابو ریحان بیرونی درباره نوروز می نویسد:

    نوروز یا روز نو،اوّل سال پارسیان می‏باشد و آن طولانی‏ترین روزهای سال است و از جمشید به یادگار مانده و این انتخاب به دو علت است: اوّل:علّت طبیعی،چون شناخت آن به واسطه درازی سایه در ظهر،بر همه آسان است‏ و محتاج به هیئت و رصد نمی‏باشد،و از این جهت بر اعتدالی ترجیح دارد.

علّت دوّم:گویند جمشید امروز به جنگ رفت و روز پنجم با فتح و پیروزی بازگشت‏ و این روز با نوروز بزرگ گویند و آب پاشیدن به یکدیگر را سنّت قرار دادند.[2]

    چون به عقیدهءایشان اسم روز پنجم(اسفند دارمذ)همان اسم ملک موکّل آب است.

    بیرونی در دیگر کتاب خود آثارالباقیه عن القرون الخالیه نیزجشن نوروز را به جمشید که از پادشاهان بزرگ سلسله پیشدادی بود نسبت میدهد و میگوید جمشید تختی از طلا ساخت و بر آن نشست.دیوان‏ آنرا برداشتند و در ظرف یکروز از دماوند ببابل بردند این روز اول فروردین‏ ماه بود که هرمزد نام دارد آن روز را جشن گرفتند و شادی کردند.چنانکه‏ قبلا گفتیم روز اول فروردین هرمزد روز میباشد که نام آفریننده جهان است. ایرانیان قدیم این روز را با احترام بنام خدا تعطیل میکردند و استراحت‏ مینمودند و جشن میگرفتند.بسیاری از ادیبان و شعرا نیز در زمینه پیدایش نوروز به این داستان اکتفا کرده اند.چنانکه عنصری در این باره می سراید:

نوروز بزرگ آمد آرایش عالم

میراث به نزدیک ملوک عجم ازجم

    و یا فردوسی میگوید:

به نوروز چون برنشستی به تخت

به نزدیک او موبد نیکبخت

    در نوروزنامه،حکیم عمر خیام راجع به نوروز چنین مینویسد:«سبب نام‏ نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در سیصد و شصت و پنج شبانه روز و ربعی باول دقیقه حمل بازمی‏آید.و چون جمشید آنروز را دریافت نوروز نام‏ نهاد و عجم دریافتند و از بهر بزرگداشت آفتاب آنرا نشانه کردند و آنروز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا همگان آنرا بدانند و آن تاریخ را نگاهدارند.بر پادشاهان واجب است آئین و رسم ملوک را بجای آورند.از بهر مبارکی و بهر تاریخ و خرمی کردن در اول سال هرکه روز اول نوروز جشن کند و بخرمی پیوندد تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراند و این تجربت را حکما برای پادشاهان کردند.» معلوم میشود هرمزد روز از روزگاران بسیار قدیم نیز مورد احترام و توجه‏ بوده که جمشید در آن روز بر تخت نشسته و جشن گرفته است.

    در لغت‏نامه دهخدا و معین آمده است:گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند و فروردین آن‏ روز آفتاب به اول سرطان گرفت(تیرماه)،و جشن کرد،و گفت این روز را نگاه دارید و نوروز کنید که سرطان طالع عمل است.و بعضی گفته‏اند اول کسی که رسم عیدی به نوروز و مهرگان داد،فریدون بود،در بعضی تقاویم معمولی دیدم که روز چهارم مرداد مصادف‏ فروردین فرس و نوروز عامّه معرّفی شده است.

    به هر صورت جشن نوروز در ازمنه بعدی و با غلبه ترکان نیز، همچنان پا برجا بوده و گرامی داشته می شده است.چنانکه در تاریخ بیهقی آمده است:

    امیر به جشن نوروز بنشست و داد این روز بداد. (تاریخ بیهقی ص 544). پس از نوروز چون به نشابور بازرسیم اگر مراد باشد تابستان این توان بود. (تاریخ بیهقی ص 452). و به فرصت بنده می فرستد با خدمت نوروزو مهرگان . (تاریخ بیهقی ص 242)

    از گذشته و قبل از اسلام، زرتشتیان در تلاش بودند تا نوروز را در اول حمل ثابت نگه دارند، و لیکن بعد از غلبه اعراب بر سرزمینهایی که امروز افغانستان و ایران نامیده می شود، توجه جدی به گاهشماری(تقویم) اوستایی صورت نگرفت.ایشان دریافته بودند که سیر یکساله زمین بدور خورشید 365 روز و اندی طول می کشد، به همین دلیل با برخی تغییرات در روند گاهشماری و شمار ماهها روز اول سال را ثابت نگه می داشتند.ولی با بی توجهی به روند گاهشماری اوستایی نوروز از جایگاه اصلی خود خارج گردید. چرا که بعداز تسلط اعراب بر حوزه جغرافیای فعلی افغانستان و ایران، خواستند تا سال مالی خود را بر اساس تقویم هجری قمری( روند شمارش ان بر اساس رویت دو هلال بود )بکارببرند،که برای کشاورزان که باید در ماه به خصوصی مالیات می پرداختند، مشکلات فراوانی ایجاد می شد؛ از جمله اینکه زمانی می شدکه باید مالیات غله و یا محصولات کشاورزی خود را می پرداختند که دقیقاً در فصل زمستان بودند.در نتیجه از همان اوایل برای تنظیم امور مالی یا نگاه داشتن سال مالی به کار گرفتن تقویم یزدگردی(زردشتی)لازم آمد، همزمان تقویم قمری برای حل و فصل مسائل دینی محفوظ ماند.در این میان به علت بی توجهی وغفلت ازمحاسبه کبیسه ها اول سال خورشیدی(نوروز)از محل حقیقی خویش دور افتاد، به طوری که در زمان متوکل خلیفه عباسی 2ماه ودر زمان معتضد عباسی 71 روز عقب ماند، با این حساب از سالها پیش کشاورزان و مودیان مالیاتی در مضیقه قرار گرفته بودند؛ زیرا هنوز کشت آنها سبز نشده بود که ماموران مالیات و خراج به سراغشان می آمدند و مطالبه مالیات میکردند.درزمان متوکل و معتضد سعی شد تا اصلاحاتی صورت گیرد که چندان کارآمد نبود؛اصلاحات برای مدت کمی موثر بود وبعد از مدتی دوباره مشکل سابق تکرار شد.

    به عبارت بهتر سال خورشیدی عبارت از 360 روز و کسری‏ است ولی باز سال را همان 360 روز تمام گرفته‏ و پیش می رفتند و توجهی به کسر اضافی نداشتند، در نتیجه این اعمال و در حساب نیاوردن کسر که قریب یک چهارم روز و به عبارت دیگر 5 ساعت‏ و 46 دقیقه و 24 ثانیه است، مواضع ایام سال در هر چهار سال یکروز نسبت بسال خورشیدی عقب‏تر میماند و اگر مثلا روز اول سال وقتی در اول حمل واقع بود پس از چهار سال در 29 حوت و بعد از 4 سال دیگر به 28 حوت می افتاد.

    این روند تا ظهور سیاسی سلجوقیان ادامه داشت .در زمان جلال الدین ملکشاه سلجوقی بااستفاده از ریاضی دانان بزرگی نظیر حکیم عمر خیام،ابوالمظفر اسفزاری،خواجه عبدالرحمان خازنی وابن کوشک بیهقی مباهی وخواجه نظام الملک طوسی به اصلاح تقویم موجود بر مبنای هجرت پیامبر اقدام نمودند و تقویم تازه را به لقب سلطان جلال الدین ملکشاه «تقویم جلالی»نامیدند.دراین تقویم اول سال هنگام ورود خورشید به برج[3] حمل تعیین شد . اگر چه این تقویم بر اساس تقویم اوستایی قبل از اسلام و ادامه آن یعنی تقویم یزدگردی و احیای نوروز تنظیم گشت امّا نامهای ماههای تقویم اوستایی(فروردین،...) حذف و بجای آن نامهای بروج دوازده‏گانه: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو، حوت، نام ماههای جلالی گردید..

    با تغییراتی که در تقویم جلالی صورت گرفت، توانستند تا حد زیادی نوروز را در اول حمل ثابت نگه دارند.مدت زمان یک سال تقویم جلالی ؛برابر با مدت زمان یک دور کامل زمین به دور خورشید ،یعنی 365روزو5ساعت و49 دقیقه و15 ثانیه است.با تغییرات جدیدی که بعدها صورت گرفت، تقویم خورشیدی دقیقتر گردیده و نوروز دقیقا در جای خویش قرار گرفت. بر اساس تغییرات صورت گرفته شش برج اول سال را31روز می‏گیرند، و دلیل آن این است که آفتاب در مدارات برجهای شمالی‏ که عبارتند از حمل، ثور، جواز، سرطان، اسد، سنبله، 5 روز بیشتر از برجهای جنوبی طی مسیر می‏کنند یعنی از نقطه«اعتدال ربیعی»(اول حمل)،جمعا 187روز،مدار نیمکره شمالی را می‏پیماید تا به نقطهء«اعتدال خریفی»(اول میزان)برسد.و پنج برج دیگر سال،یعنی میزان، عقرب، قوس ،جدی، دلو، هر کدام را 30 روز،و حوت را 29 روز می‏گیرند و هرچهار سال یک حوت 30 روز به شمار می‏آید که آن سال«کبیسه»است و دلیل آن این است که‏ آفتاب در برجهای جنوبی یعنی از میزان تا حوت را به مدت 178 روز طی‏ مسیر می‏کند،از اینروی سروده‏اند:

لا،ولا،لب،لا،ولا،ولا،شش مه است‏ ل،ل،کط،وکط،ل ل شهور کوته است

مقدار دقیق یکسال بنابر استخراج زیج بهادرخانی با(10 بعه)،(6 لثه)، (46 نیه)،(48 قه)،(5 عت)،365 روز یعنی سیصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و چهل‏ و هشت دقیقه و چهل و شش ثانیه و شش ثالثه و ده رابعه،برابر است.[4]

نوروز در اشعار شاعران اسلامی نیز نفوذ فراوانی یافته است و هر کدام از شاعران پارسی گویی اشعاری در زمینه بهار و فصل نو شدن داشته و دارند.به واقع نوروز و آغاز بهار بزرگترین شاهد در زمینه وجود معاد است و چه زیبا مولانا در این زمینه گفته است:

آمد بهار خرم و آمد رسول یار

مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار

گویی قیامتست که بر کرد سر ز خاک

پوسیدگان بهمن و دی، مردگان پار

تخمی که مرده بود، کنون یافت زندگی

رازی که خاک داشت، کنون گشت آشکار

    به واقع می توان گفت که جشن نوروز از جمله روزهایی است که نقش جدی در رفع کدورتها و شکر گذاری از ذات باری تعالی دارد.در موقع تحویل سال اهل خانه دور سفره عید حضور مییابند و کتاب‏ مقدس را باز میکنند و از نعمت‏های خدادادی ، سپاسگذاری کرده و با خواندن ایات قران سال خوبی را برای تک تک اعضای خانواده از سوی خداوند متعال خواستار می شوند.

 



[1]-فرهنگ معین

[2]-بیرونی، قانون مسعودی،هند، انتشارات وزارت معارف، 1373ه.ق، ج1،ص261

[3]-از نظر نجومی تقسیمات دوازده‌گانه دایرة البروج (دایره مسیر حرکت ظاهری سالانه خورشید در آسمان) است. و هر قسمت یک برج فلکی نامیده می‌شود.

[4]-زیج بهادرخانی،تألیف مولی غلامحسین جونپوری شیرازی، صحفات:34تا36

   + غلامرضا جاویدی ; ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; ٥ فروردین ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()