تاریخ و جغرافیا

شکل گیری اتحادیه اروپا

اندیشه تحقق اتحادیه اروپایی از دیر باز و از همان قرون اولیه میلادی در مفکوره سیاستمداران و اندیشمندان اروپایی بوده است.جنگاورانی چون ناپلئون بناپارت‌ و سیاست پیشه گانی چون بریان که اولی حصول وحدت اروپا را از طریق اعمال زور و دومی از راه مسالمت‌آمیز جستجو میکردند.

وینستون چرچیل، نخست وزیر انگلستان، بعد از جنگ جهانی دوم در سال 1946 م در یک سخنرانی تاریخی در زوریخ بر لزوم تشکیل نهادهای فرا کشوری و قانونگذاری در اروپا تأکید کرده و گفته بود:«زمان تشکیل یک خانواده گسترده اروپایی فرا رسیده است.ما باید کاری کنیم که مردم اروپا تا آنجا که ممکن است در این چهارچوب با آزادی و صلح و امنیت در کنار هم زندگی کنند.».[1]



[1]- سعید خالوزاده، اتحادیه اروپایی،چاپ سوم،انتشارات سمت،تهران، 1388،ص1


جنگ جهانی دوم، اروپا را ویران کرد و به میزان وحشتناکی جان و مال جهانیان را بر باد داد.غالب و مغلوب، متحمل زیان فراوان شدند.آلمان شکست خورد؛ اما اروپا نیز ویران گشت.اروپایی که زمانی مرکز ثقل سیاست و اقتصاد جهان بشمار می‏رفت، خراب و به دو قسمت تجزیه گردید و بازیچه‏ای بین دو ابر قدرت فاتح شد و از آن پس محکوم گردید که در بیم و هراس از شوروی و آمریکا زندگی کند.در مقابل، ایالات متحده آمریکا مقام اصلی اعتبار دهنده در دنیا را احراز کرده بود.آمریکا صاحب پیشرفته‏ترین تکنولوژی و دارای باثبات‏ترین ساختار سیاسی بود. دیری نپایید که در جهت تجدید سازمان اقتصادی جهان بعد از جنگ، نشستها و نهادهای اقتصادی متعددی پا به عرصه ظهور نهاد:

    کنفرانس برتن وودز در کنفرانس برتون وودز در سال 1944م موافقت گردید که واحد پولی کشورها در ارزش معینی ثابت باشد. واحدهای پولی در برابر دلار آمریکا ثابت شدند و ایالات متحده تعهد کرد تا هر 35 دلار را به یک اونس طلا تبدیل نماید. بدین ترتیب نرخ مبادله ‌های جهانی در پایه‌ی دلار ـ طلا ثبات یافت که به وسیله‌ی ایالات متحده مدیریت و پشتیبانی می گردید.در برتون وودز هم‌چنین طرح شکل گیری دو نهاد کلیدی جهت تقویت نظم نوین اقتصاد جهانی یعنی «صندوق بین ­المللی پول» و «بانک جهانی»و موافقتنامه عمومی تعرفه گمرکی و بازرگانی (گات) به تصویب رسید.

    بدین طریق ساخت واحد انسجام‏دهنده اقتصاد جهانی تشکیل شد که از سال 1944 تا اوایل 1970 آمریکا بر آن تسلط داشت. به طور کلی می توان گفت که قرن بیستم به تفوق آمریکا در صحنه جهانی منجر شد.با نگاهی به تاریخ تحولات بین المللی در می یابیم که به واسطه شرایط خاص پس از جنگ جهانی و ظهور کمونیسم و تحولات اقتصادی در سطح جهان، موقعیتی برای دولت نوظهور آمریکا بوجود آمد تا با بهره مندی از موقعیت جغرافیایی خود و دوری از مراکز بحران خود را به عنوان یک قدرت جهانی مطرح سازد.

     به نظر می رسد در دوران جنگ سرد، زمینه ای برای کشورهای اروپایی بوجود آمد تا با بهره گیری از فضای موجود به بازسازی و توسعه زیرساختهای خود پرداخته و با استفاده از رقابت میان آمریکا و شوروی به جذب سرمایه و امکانات هر دو قدرت به منظور افزودن به توانمندیهای ملی و سرزمینی خود بپردازند.در صورتی که برنامه های اروپای متحد با سرعت و موفقیت به اجرا درآید، بعید نیست که اروپای متحد در قرن بیست و یکم چالشهای جدی برای ایالات متحده آمریکا در صحنه بین المللی بوجود آورد.

     بدین ترتیب در طی چند دهه گذشته، قاره اروپا شاهد گامهایی بلند و استوار برای اتحاد و وحدت بوده است.این تحرکات، ریشه در عوامل ویژگیهایی دارند که طی تاریخ، موجب استقبال مردم و حاکمان این قاره از اندیشه و در نهایت طرح اروپای واحد شده اند.این عوامل و ویژگیها عبارتنند از:

  1. 1.      اشتراک نسبی در فرهنگ شامل دین، زبان- که عموماً زبانهای رایج اروپایی، ریشه در هند و اروپایی یا آریایی دارد-نژاد، هنر، ادبیات و نوع نگرش نسبت به مسائل انسانی از جمله حقوق بشر.
  2. 2.      اشتراک در اقتصاد: به طور نمونه، سیستم فئودالیته طی 14 قرن، سرمایه داری صنعتی در قرون اخیر و تأکید بر اقتصاد آزاد یا اقتصاد بازار در حال حاضر.
  3. 3.      اشتراک در نظامهای سیاسی: امپراطوری، سلطنتی، پارلمانی و لیبرال دموکراسی.[1]

     بدین ترتیب در سال 1950م سنگ بنای اتحادیه اروپای کنونی نهاده شد. اعلامیه"شومان‏"وزیر خارجه وقت فرانسه مبنی بر پیشنهاد تولید مشترک‏ زغال و فولاد توسط فرانسه و آلمان منتشر شد.پیشنهاد مذکور در سال 1951 در لوکزامبورگ‏ با شرکت شش کشور بلژیک،هلند،فرانسه،ایتالیا،آلمان غربی و لوکزامبورگ به تصویب رسید و به‏«اتحادیه ذغال و فولاد اروپا»[2] موسوم گشت.این اتحادیه،چهارچوب ادغام اروپا را تثبیت‏ کرد و به دنبال آن،طبق معاهدهء 1954 پاریس،جامعه اروپا تأسیس شد و سپس،معاهده رم در سال 1957 در جهت ایجاد بازار واحد شکل گرفت و بدین‏ترتیب‏«جامعه اقتصادی اروپا»[3]و «جامعه انرژی اتمی اروپا» [4]تشکیل شد.

     اهداف اصلی معاهده رم،حفظ و تحکیم صلح،ایجاد منطقه‏ای با آزادی حرکت کالاها، نیروی کار،خدمات،سرمایه و در نهایت تحقق یک اتحاد سیاسی بود.پس از امضای معاهده رم،موانع تجاری رو به کاهش نهاد و تعرفه‏های گمرکی میان کشورهای عضو جامعهء اروپا تا سال 1968 از میان رفت.این امر یکی از عمده‏ترین عواملی‏ است که در تقویت عملکرد اقتصادی اروپا بعد از این تاریخ،نقش مؤثری داشته است.

    پایان جنگ جهانی دوم و تبعات آن اروپا را بدین نتیجه رساند که می بایست در صدد دست یافتن به یک وحدت نسبی باشند تا بدان طریق بتوانند همچنان در عرصه بین المللی در متن باقی بمانند. اروپاییان، نگران نقش اروپا در امور جهانی بودند و دریافته بودند که این نقش تنها در قالب یک«وحدت منطقه‏ای» قابل احیاست.لذا اروپائیان با استفاده از عقل و استدلال، به مطالعه ضرورتها پرداختند. به نظر می رسد عوامل ذیل نقش فزاینده ای در روند اتحاد اروپا داشته است:

1.محو نیروی نظامی آلمان و ادغام آن در داخل یک اقتصاد مشترک قوی اروپایی، لازم است.این موضوع از جمله موارد مهمی بود که اروپا در جهت رسیدن به آن تلاش می کرد.تجربه جنگ جهانی اول و دوم و رویدادهای صورت گرفته در میانه دو جنگ، نشان داده بود که می بایست آلمان به لحاظ اقتصادی تحت نظر قرار گیرد.

2.یکی دیگر از انگیزه‏هایی که اتحاد اروپا را در بعد اقتصادی و سایر ابعاد مطرح ساخت،رقابت و مقابله اقتصادی و سیاسی با آمریکا بود.اروپاییان بویژه ناسیونالیستهای‏ افراطی این قاره مثل فرانسه،از حضور اقتصادی سیاسی و نظامی آمریکا در قاره  اروپا ناراضی‏ بودند و هم‏اکنون هم ناراضی‏اند. از سوی دیگر با افزایش و تعمیق خطر کمونیسم به عنوان یک نیروی فراملّی که کشورها را از درون مورد تهدید قرار می‏داد،سبب گردید تا از همان سالهای ابتدایی پس از جنگ جهانی، آمریکا به طرح تدبیر دیگری رجوع نماید. زنگ خطر، همانا پیروزی احزاب چپ در انتخابات 1947 کشورهای اروپای غربی بویژه ایتالیا و فرانسه بود.با توجه به چنین روندی، «طرح مارشال»به عنوان یک اهرم اقتصادی قوی در جهت تقویت بنیه کشورهای اروپای غربی مطرح شد و بدین‏سان زمینه ایجاد«بازار مشترک اروپا»از همین مرحله پدید آمد.[5]

3. اروپا بدلیل پیشینه فرهنگی و تمدنی غنی هیچگاه حاضر نبوده و نیست که لحاظ اقتصادی به صورت کارخانه تبدیل کالاها و مواد آمریکا درآید؛ازاین‏رو،باید خود را به مقام یک رقیب شدید اقتصادی بالا می‏کشید.

4.مدیریت و تدبیر رجال و مسئولان اروپایی،فهم درک صحیح از توان بالقوه درونی‏ جوامع خویش،اعتمادبه‏نفس و بهره‏برداری صحیح از ابزار و اهرم سازمان و تشکیلات در فعالیتهای نظام‏مند و منسجم از یک سو و فرهنگ کار و فعالیت با انگیزه‏ای تمام‏ناشدنی و خستگی‏ناپذیر و رشد و آگاهی سیاسی اجتماعی مردم از سوی دیگر،به مثابه مهمترین‏ قوهء محرکه موتور درونی این جامعه،برای رشد بذرهای اتحاد در اروپا،زمینه‏هایی بس‏ مناسب و حاصلخیز فراهم ساخت.

5.کشور ژاپن و رشد سریع اقتصادی آن زنگ خطری بود برای اروپا که باید برای‏ جلوگیری از خرد شدن زیر ضربات و تهاجمات آن بسرعت خود را آماده می‏کرد و این کار شدنی نبود مگر با وحدت کشورهای این قاره و اقدامات جدی و مشترک اقتصادی.

6.رقابت بر سر جهان سوم،کشمکشهای اقتصادی و تجاری حادی را برای دستیابی به‏ بازارهای این کشورها،بین اروپا و آمریکا به وجود آورده که خود عامل شتاب‏دهنده دیگری‏ به روند وحدت اروپاست؛زیرا یکپارچه شدن اروپا نتیجه‏ای طبیعی به دنبال دارد و آن کاهش‏ نفوذ اقتصادی سیاسی آمریکا در جهان سوم است.

7.یک اروپای متحد،راحت‏تر می‏تواند به بازارهای بکر جمهوری روسیه و کشورهای مشترک المنافع تازه‏استقلال‏یافته آسیای میانه(شوروی سابق)و اروپای شرقی‏ دست یابد و آنجا را میدان بلا منازع تاخت‏وتاز خود سازد.عواملی عمده ازجمله نزدیکی‏ جغرافیایی،فرهنگی،تاریخی و امنیتی بسیار بیشتر از آمریکا و ژاپن از دلایل توجه اروپا به‏ بلوک شرق است،بویژه آنکه اروپا بسیار آسانتر می‏تواند از راههای مختلف ازجمله اعطای‏ وامها و اعتبارات کلان،راه نفوذ و رخنه سیاسی خود را هموار سازد.

8.از دیگر عوامل شتابزا در روند وحدت اروپا وجود کشورهای موافق با روند وحدت‏ مثل فرانسه و آلمان،در داخل جامعه اقتصادی اروپا است.فرانسه کشوری است که بلا تردید در جنبش وحدت‏طلبانه در اروپا جایگاه ویژه‏ای را به خود اختصاص داده و لقب پیشتاز جنبش‏ وحدت اروپا را از آن خود ساخته است.همچنین حمایت از اتحاد اروپا در انطباق کامل با برنامه‏ها و استراتژی کشور آلمان است و کاملا آگاهانه صورت گرفته است.آلمان از لحاظ سرعت و کیفیت در این مسیر آنچنان پیش رفت که طی مدت کوتاهی به دلیل کسب مقام نخست‏ در صادرات میان کشورهای عضو،لقب لوکوموتیو بازار مشترک به آن اعطا شد،ولی باید اذعان داشت که مهمترین زمینه‏ها و عوامل تسریع روند اتحاد اروپا،موفقیتهای بازار مشترک‏ اروپا بوده است.

    به هر صورت روند اتحاد اروپا،فرازونشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است؛گاهی در اثر بروز بعضی شرایط و حاکمیت بعضی اشخاص و یا طرز تفکرها،تلاش برای تحقق و انجام دادن آن‏ جدی بوده و گاهی در اثر فقدان آن شرایط و زمینه‏ها،روند آن کند شده است.در سال 1970،سران عضو در پاریس گرد آمدند و طی اعلامیه‏ای اعلام کردند که قبل از خاتمه دهه 70، مجموع روابط و مناسبات خود را به یک وحدت اروپایی مبدل سازند،اما تحریم نفتی 1973 و فشارهای سیاسی آن باعث شد که جریان اتحاد برای مدتی به تعویق‏ بیفتد.یک سلسله وقایع مثل درگذشت‏"ژرژ پمپیدو"و کنار رفتن‏"ادوارد هیس‏"و "ویلی برانت‏"نخست‏وزیران انگلیس و آلمان هم به این جریان رکود دامن زد، ولی با این‏ وصف، باز هم تلاشها برای وحدت ادامه یافت و در همان سال 1974 کنفرانس سران در ماه‏ دسامبر در پاریس تشکیل شد و به نخست‏وزیر بلژیک،"تیندمن‏"،مأموریت داده شد تا طرحی‏ برای وحدت اروپا تنظیم کند.وی نیز در دسامبر 1975 این طرح را تهیه و به شورای‏ اروپایی‏ تسلیم کرد.با کار کردن روی آن گزارش و تجدیدنظر در معاهدهء رم در سال‏ 1982 در اجلاس شورا در کپنهاک و سپس تصویب آن در سال 1985،در میلان،سند واحد اروپایی به امضا رسید.

     بنابراین در دهه 1980 حرکت به سوی ادغام از سر گرفته شد؛زیرا به دنبال رکود دهه 70، سران اروپا به این نتیجه رسیده بودند که افزایش موانع تجاری،نمی‏تواند رشد اقتصادی را بهبود بخشد و کاهش رشد را ناشی از عدم انعطاف‏پذیری اقتصادی دانستند.افزایش رقابتهای‏ ژاپن و آمریکا هم مسأله ادغام را شتاب بخشید.با افزایش سطح فعالیتهای اقتصادی و سیاسی کشورهای اروپایی، سران جامعه اروپا در تاریخ نهم و دهم دسامبر 1991 در شهر ماستریخت هلند گرد هم آمدند تا ضمن بررسی و بحث، قراردادهای از قبل تعیین شده وزرای خارجه این جامعه را امضا نمایند.پس از بررسیهای فراوان معاهده ماستریخت در 212 صفحه در هفتم فوریه 1992م، بوسیله نمایندگان 12 کشور عضو جامعه اروپا امضا شد. 

     براساس پیمان ماستریخت، ساختار «اتحادیه اروپا» بنا گردید . براساس تیتر پنجم این معاهده، کشورهای عضو، برای دستیابی به «سیاست خارجی و امنیت عمومی واحد» با هم متحد می شوند . و براساس تیتر ششم این معاهده، به منظور همکاری های قضایی و برخی از مسایل امور داخلی، «اتحادیه اروپا» منعقد می گردد. در مقدمه این معاهده، چشم اندازهای آینده اتحادیه اروپا و زیربنای یک جامعه سیاسی، که نمایی از همگرایی منطقه ای است، به تصویر کشیده شده است . در این مقدمه، اصطلاح «مردم اروپا» به عنوان نمادی از همگرایی فرهنگی، تاریخی در میان اقوام اروپایی، یاد شده است . این اصطلاح در گذشته های تاریخی اروپا، خصوصا پس از جنگ جهانی دوم، در مقدمه اکثر معاهدات پیشین نیز آمده است . برای یافتن یا ساختن یک مفهوم ایده آل و آرمانی در میان اقوام اروپایی «صلح و آزادی » به عنوان مفهوم مشترک در نظر گرفته شده است . انتخاب این دو مفهوم نیز ریشه در تاریخ اروپا دارد . گرچه صلح و آزادی می تواند به عنوان دو مفهوم با ارزش بشری در همه فرهنگ ها نیز دیده شود، ولی تاکید و بازگویی آن در مقدمه پیمان اتحادیه اروپا، حکایت از رنج ها و مصیبت هایی دارد که ملت اروپا از فقدان این دو اصل به خود دیده است . «آزادی » پاسخی به دوران اختناق و خفقان قرون وسطایی است که روح تعالی و پیشرفت را با برداشت یکسویه از دین و حاکمیت میرانده بود و برای اروپایی ها «آزادی » به عنوان یک ارزش غیرقابل انکار در بیشتر اعلامیه ها و بیانیه های سیاسی دوران جدید غرب دیده می شود . مفهوم «صلح » نیز پاسخی به نیازها و مشکلات چندین ساله اروپایی ها از جنگ های صلیبی تا جنگ های 30 ساله و بالاخره دو جنگ جهانی است که هم «زایشگاه » و هم «قربانگاه » آن اروپا بود .به طور کلی تفاوت اساسی پیمان ماستریخت نسبت به سایر معاهدات قبلی، ایجاد یک سازمان جدید به نام اتحادیه اروپا با سه رکن عمده بود:

1-    رسیدن به جدول زمان بندی وحدت پولی و اقتصادی و تحقق پول واحد اروپایی، یورو.

2-    تحقق سیاست خارجی و امنیتی مشترک که نهایتاً به سیاست دفاعی مشترک منجر گردد،

3-    همکاری نزدیک در خصوص امور شهروندی، حقوقی و قضایی و تحقق وحدت اجتماعی اروپا.[6]

    در قسمت دیگری از این معاهده آمده است که «اروپا» بایستی همیشه با «یک صدا» حرف بزند. منافع عمومی که در مقدمه بر آن تاکید شده است، نیروی محرکه و پتانسیل لازم برای ادامه حیات معاهده است . در همکاریهای بین المللی، اجرا و رعایت منافع عمومی همه اعضا، رمز بقا و راز پایداری آن است. از این رو کشورهای اروپایی، نهایت سعی و تلاش خود را در راه اجرای منافع عمومی به کار می گیرند تا ضمن از بین بردن زمینه های چالش و اختلافات میان اعضا، بر ادامه و استمرار آن نیز پافشاری کنند . تجربه جنگ های گذشته و درگیری های عمیق تاریخ اروپا نشان می دهد که منشا این اختلافات در رعایت نکردن و زیرپا گذاشتن و عدم احترام به «منافع عمومی » کشورهای اروپایی بوده است و سیاستمداران اروپایی به درستی این اصل را در اتحادیه اروپا نهادینه کرده اند.

    به هر روی پیمان ماستریخت که سرانجام با 12 عضو (فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوگزامبورگ، انگلستان، دانمارک، ایرلند، یونان، اسپانیا و پرتغال) به تصویب رسید و از اول ژانویه 1993 به مرحله اجرا درآمد، دارای اصول مهمی است:

1 . ایجاد پول مشترک اروپایی (یورو) و تاسیس بانک مرکزی اروپایی .

2 . افزایش اختیارات قانونی جوامع اروپایی در زمینه های صنعت، بهداشت، آموزش، تجارت، محیط زیست، انرژی، فرهنگ، جهانگردی، حمایت از مصرف کننده و حمایت های مدنی .

3 . توسعه همکاری های سیاسی میان کشورهای عضو تحت عنوان «اتحادیه اروپایی »

4 . کنار گذاشتن پدیده «فدرالیسم اروپایی » و پیش بینی پدیده «اتحاد سیاسی »

5 . تاسیس پارلمان اروپا .

6 . همکاری های قضایی .

    معاهده ماستریخت در سال 1997 در پیمان آمستردام مورد تجدید نظر قرار گرفت، همان طوری که در سال 2001 در پیمان نیس (Nice) اصلاحاتی صورت گرفت . اما مقدمه این پیمان که بر اصول و اساسی بنا گردیده است، همچنان بدون تغییر بر جای مانده است. به هر روی کشورهای اروپایی خواهان یک اروپای‏ بزرگ‏تر و قوی‏تر در دنیا و ایجاد یک بازار داخلی وسیع‏تر در اروپا هستند و گسترش‏ اتحادیه‏ی اروپا به رفاه بیشتر مردم،ثبات و امنیت آنها کمک می‏کند.باتوجه به این مهم اروپای بعد از جنگ جهانی شاهد کنفرانسها و معاهدات مختلف بود.پس از شکل گیری اتحادیه اروپا، پیمانهای دیگری میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا به امضا رسید که همگی در جهت تثبیت پیمان ماستریخت صورت گرفت که از جمله این پیمانها می توان به معاهده شنگن، آمستردام و نیس اشاره نمود.

 

 



[1]-ذاکریان امیری،مهدی،فرآیند اتحادیه اروپا،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه،مباحث کشورها و سازمانهای بین المللی،119،اتحادیه اروپا،1380،ص76

[2]- European Coal and Steel Community

[3]- European Economic Community(E.E.C)

[4]- European Atomic Energy Community(Euratom)

[5]- ناصر ثقفی عامری، «نظام امنیتی اروپای غربی در ارتباط با وحدت اروپا در سال 1992»، مجله سیاست خارجی، سال سوم، شماره 4(دی-اسفند 1368)، صفحه 632

[6]-اسکندریان،مهدی، تاریخچه شکل گیری اتحادیه اروپایی، کتاب ازوپا ویژه اتحادیه اروپا،موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران،چ1، 1382، ص36

   + غلامرضا جاویدی ; ٥:٤٥ ‎ب.ظ ; ٢۸ مهر ۱۳٩٢
    پيام هاي ديگران ()