تاریخ و جغرافیا

نگاهی اجمالی به تاريخ و جغرافيای افغانستان

 
 نگاهی اجمالی به تاريخ و جغرافيای افغانستان 
نگاهی به جغرافیای طبیعی و انسانی افغانستان:

   «جغرافیا تاریخ را می سازد.انسانها فقط کمی رنگ و لعاب به آن اضافه می کنند.» جیسون الیوت سیاح و سفرنامه نویس این عبارت خاص را در مورد افغانستان به کار برده است و در واقع؛در میان تمام کشورهای کره زمین این گفته درباره افغانستان به حقیقت نزدیکتر است.

   افغانستان با مساحتی حدود«652000»کیلومتر مربع و جمعیتی حدود28،717،213نفر(سال2003) در مرکز آسیا قرار گرفته است؛این کشور در شمال شرق با چین ،ازغرب باایران،در شرق و جنوب با پاکستان ،ودر شمال با کشورهای تاجیکستان،ازبکستان و ترکمنستان همسایه است .اکثریت مردم این کشور مسلمان وبه زبانهای فارسی و پشتو تکلم میکنند.به لحاظ جمعیتی این کشور دارای چهار قومیت بزرگ میباشد:

1-پشتونها: که در گذشته به نام افغان یاد میشد،و امروزه هم در برداشت عامه مردم افغانستان به همان نام سابق خود یاد می گردد،پشتونها بیشتر در نواحی شرقی ،جنوب شرقی و جنوبی افغانستان سکونت داشته و علاوه بر آن به شکل پراکنده در نواحی غربی و شمالی کشور ودر کل شهرهای بزرگ سکونت دارند.2-هزاره ها :که علاوه بر مناطق مرکزی و شمال و شمال شرقی ،در اکثر شهرهای بزرگ نیز به صورت پراکنده زند گی می کنند.3-تاجیکها :که در شمال کابل ،ولایات شمالی و غربی کشور و نیز اکثریت شهرهای بزرگ حضور دارند.ترک نژادان(اُزبکها و ترکمنها) :این اقوام بیشتر در مناطق شمالی افغانستان زندگی می کنند ،زبان آنها ترکی با لهجه های اُزبکی و ترکمنی است.از میان قومیتهای بالا هزاره ها و تاجیکها به زبان فارسی و پشتونها به زبان پشتو تکلم میکنند،اگر چه اکثر پشتوها قادرند به زبان فارسی تکلم کنند ،لیکن فارسی زبانها قادر به تکلم زبان پشتو نیستند.

   این کشور در جائی واقع شده است که ارتفاع منطقه آسیای میانه به تدریج افزایش می یابد،تا سرانجام به هیمالیا،بزرگترین و مرتفع ترین رشته کوه جهان برسد،افغانستان به لحاظ جغرافیائی ؛ازکوههای نا هموار وخطرناک و دشتهای مرتفع و خشک ،که به آنها اصطلاحاًاستپ می گویند تشکیل شده است.دو سوم خاک افغانستان را انتهای غربی رشته کوههای هندوکش فرا گرفته است ،که یکی از بزرگترین و نا هموارترین مناطق کوهستانی سراسر دنیا را تشکیل می دهد،پوشش گیاهی در این مناطق ناچیز است وآنچنان هوا صاف و رقیق است که سبب میشود در اوقات مختلف روز و سال،نور و سایه، رنگهائی از صخره های ناهموار و برهنه به اشکال بدیع پدید بیاورند که زیبائی آنها شگفت انگیز است.در منطقه جنوب غرب افغانستان ،حدود 102400کیلومتر مربع بیابان گسترش یافته که در قسمتهای جنوبی به نام دشت مارگو ودر قسمتهای شمالی ،دشت خاش نامیده میشود.

تمام شهرهای معروف افغانستان نظیر کابل( پایتخت)،قندهار،مزار شریف،هرات یا در منطقه استپ و یا در تپه ماهورهای هندوکش که در آنجا آب و هوا مساعدتر و سفر آسانتر است ؛واقع شده اند.شهر کابل میان دو رشته کوه ،هندوکش واقع شده و  آب و هوای این شهر در مقایسه با گرما و سرما ی شدید نواحی بیابانی و کوهستانی ،یکی از بهترین آب و هواهای کشور را دارد.این شهر به دو بخش قدیم و جدید تقسیم شده است؛جنوب رودخانه کابل ،که شهر کهنه(یا بالا حصار)خوانده میشود ،شهر قدیمی است و اغلب مکانهای تاریخی در این قسمت واقع شده اندو در قسمت شمال رودخانه منازل سفرا و پارکها و کاخ سلطنتی قرار دارد.شهر قندهار ،که اولین پایتخت افغانستان امروز بود ،قبل از اینکه جنگ ،افغانستان را منزوی کند و گردشگری را از بین ببرد، به دلیل اهمیت تاریخی و نیز زیبائی اش ،یکی از محبوبترین مراکز جذب جهانگرد بود.مزار شریف که در جنوب رود آمودریا ،در شمال افغانستان واقع است نیز از اهمیت خاصی بر خوردار است.در این شهر آؤامگاهی زیبا وجود دارد،که به  زعم مردم آن سامان ،مرقد مطهر امام علی(ع)است .شهر هرات نیز که در کنار رود هریرود ،بین قسمتهای انتهائی شمال غربی کوههای هندوکش واقع شده ،از جمله شهرهای تاریخی افغانستان و جهان اسلام به شمار میرود که در دوره تیموریان(قرن 8و9ه.ق)این شهر به اوج شکوفائی خود رسید.به هر حال زندگی در افغانستان تا حد زیادی به جغرافیای منطقه بستگی دارد.

نگاهی گذرا به تاریخ افغانستان:

   سرزمینی که هم اکنون افغانستان نامیده میشود،در گذشته های دور با نامهای آریاناو خراسان شناخته میشد.این کشور با قدمت تاریخی چندین هزار ساله یکی از کانونهای تمدن قدیم و مرکز تلاقی و دادوستد مدنیت سواحل مدیترانه با مدنیت هندوچین به حساب می آید؛که تمدنهای باشکوه ودائی،اوستائی،یونانی،بودائی وتمدن اسلامی را در دل خود پرورانده است.موقعیت خاص استراتژیکی و ژئوپلتیکی افغانستان سبب گردیده است که این کشور همواره مورد توجه کشور گشایان و قدرتهای بزرگ باشد.

   افغانستان در ادوار مختلف تحت تسلط حکومتهای مختلفی نظیر هخامنشی،یونان باختری،کوشانی،هیاطله،ساسانی،خلفای راشدین،اموی،عباسی،طاهری،صفاری،سامانی،غزنوی،غوری،خوارزمشاهی،مغول،تیموریان و صفویان بوده است.سرانجام در سال 1215ه.ش احمد خان اَبدالی که یکی از سرداران نادرافشار بود؛حکومت افغان را در قندهار پایه گذاری کردو از این زمان کم کم نام افغانستان بر این سرزمین گذاشته شد.از این زمان دولت استعماری بریتانیا برای جلوگیری از نفوذ قدرتهای بزرگ به هند ؛افغانستان راکه معبر ورود به هند بود،را مورد توجه قرار داد.سیاستهای استعماری بریتانیا سبب گردید تا در سال 1858م با امضای قرارداد پاریس،بین ایران و افغانستان،ایران از ادعایش نسبت به هرات دست برداشته و استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسد.

 پس از کودتای 17 ژوئیه1973(26تیر 1352ه.ش)ژنرال داود خان،که به سرنگونی رژیم سلطنتی چهل ساله محمد ظاهر شاه و تبعید وی به رم انجامید؛رژیم جمهوری جایگزین نظام سلطنتی گردید.داود خان در صدد بود تا پشتیبانی قبایل گوناگون افغانستان را بدست آورده و از این طریق وابستگی این کشور را به شوروی کاهش دهدو حتی در صدد نزدیکی با غرب بر آمد،معهذا سیاست نزدیکی به غرب داود خان به مذاق روسها خوش نیامد و وی در کودتای 7اردیبهشت 1357موسوم به انقلاب ثور،که بدست نور محمد تره کی رهبر شاخه خلق کمونیست افغانستان(PDPA) انجام شد، کشته گردید و تره کی به عنوان رئیس شورای انقلاب زمام امور را در دست گرفت.بر اثر برخی اقدامات وی،منازعه های درون گروهی شکل گرفت و تره کی نیز بر اثر کودتای 25 شهریور 1358 حفیظ الله امین کشته گردید،لیکن خود امین نیز بر اثر کودتائی، توسط دولت شوروی از قدرت برکنار وکشته گردید.متعاقب آن ببرک کارمل رهبر تبعیدی شاخه پرچم (شاخه دیگر حزب کمونیست افغانستان)با پشتیبانی 40000تن از نیروهای شوروی بر مسند قدرت تکیه زدوبه این ترتیب افغانستان مورد تجاوز ارتش سرخ قرارگرفت.در حالی که شمار سربازان ارتش سرخ تا سال 1985به 120000 نفر رسیده بود،جنبشهای چریکی مجاهدین با تدراک جنگهای فرسایشی معضلات فراوانی را برای روسها ایجاد و سبب افزایش تلفات نیروهای ارتش سرخ گردید و گورباچف رئیس جمهور وقت شوروی در صدد ایجاد مصالحه ای بود تا بتواند هر چه زودتر پای آن ارتش را از باتلاق افغانستان خارج سازد.از این رو در 14 اردیبهشت 1365 دکتر نجیب الله رئیس پلیس مخفی افغانستان(خاد)،جانشین کارمل شد. در فوریه 1988طی یک جدول زمانبندی شده نیروهای روس خاک افغانستان را ترک کردند.پس از ورود مجاهدین به کابل درسال1371و سقوط رژیم کمونیستی ،به علت عدم توافق گروههای مجاهد،آتش جنگ داخلی در این کشور شعله ور شد.

با قدرت گرفتن طالبان،افغانستان پایگاه مشتی مرتجع و واپس گرا گردید.پس از حوادث 11 سپتامبر انگشت اتهام به سوی القاعده و بن لادن که در افغانستان به سر می برد،نشانه رفت؛و دولت آمریکا شروع به بمباران مناطقی از این کشور کرد ،که گمان میرفت در آنجا مخفی شده است.در این میان اتحاد شمال افغانستان نیز با پیشروی به سوی کابل در 22آبان 1380 آنرا آزاد کردند وبسیاری دیگر از شهرهای افغانستان را باز پس گرفتند.پس از این حوادث در سال دیماه 1380یک دولت موقت به ریاست آقای کرزی قدرت را در افغانستان در دست گرفت وبا انتخابات عمومی که در مهرماه 1383صورت گرفت،اقای کرزی به صورت رسمی ،به عنوان اولین رئیس جمهور افغانستان پس از جنگ انتخاب گردیدند.

   + غلامرضا جاویدی ; ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; ٢٥ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()