تاریخ و جغرافیا

نقد متن

    متن به نوشته ای گفته می شود که نیاز به شرح و تفسیر دارد.از ویژگیهای متن ثابت بودن آن است ،به عنوان مثال کلام وحی یک متن است ،چرا که تغییر نمی کند و همواره مورد تفسیر قرار می گیرد.درمتن واژه ها و کلمات ،هر یک نشانه و آیه ای از معنا هستند و واژه ها دلالت به معنای باطنی می کنند.کلام خدا مجازی است،به همین دلیل بسیار تفسیر پذیر می گردد.عالی ترین متون،کتب الهی است؛چرا که همواره تفسیر پذیر هستند.به عنوان مثال درباره آیه 238 سوره بقره تفلسیر متعددی آمده است.


      روش بهره گیری از متون و منابع:

1-فیش برداری که به 2 گونه صورت می گیرد:

الف :فیش خام:یعنی آنچه از منابع عیناًبر می داریم.

ب:فیش استنباطی:آنچه که از متن بر داشت می کنیم.

    بنابراین باید فیش ما 2 قسمت داشته باشد،در قسمت اول متن و در قسمت دوم نظریه و استنباط قرار می گیرد.علمی بودن فیش برداری به همین نظریه باز می گردد.

    برای بهره گیری از متن اول چیزی که پژوهشگر باید در نظر بگیرد سلامت متن و منبع می باشد.به همین منظور محقق باید از چاپهای تصحیح انتقادی استفاده نماید.به عنوان مثال از تاریخ طبری 5 چاپ گردیده است که بهترین نوع آن لیدن می باشد؛چرا که با تصحیح انتقادی نگاشته و چاپ شده استو به همین دلیل محقق باید به این کتاب مراجعه نماید نه کتاب ترجمه شده آن.چرا که ممکن است در ترجمه و تصحیحات دچار اشتباه گردد.نسخه خطی به خط مولف معتبر تر از نسخه خطی ناسخین است.اشکالات عمده متنهای نوشته شده بعد از نویسنده تصحیف،تحریف و جعل می باشد.

به عنوان مثال ناسخ در هنگام تصحیف ،نقطه گذاریها را اشتباه کرده و به همین ترتیب معنی کل متن تغییر کند.این گونه اشتباهات در نوشته های تاریخی فراوان آمده است.به عنوان مثال برخی اسماء مشترک مین مردان و زنان است و همیت امر به اشتباهات می افزاید.تصحیف شامل متن می شود،ولی تحریف شامل معنا می گردد.به عنوان مثال می توان به احادیث فراوانی از معصومین اشاره کرد که دچار تحریف گشته اند.در واقع تحریف عبارت است از اینکه معنای عبارت را از مقصود اصلی گوینده دور ساخته و بر اساس فهم خود معنی کنیم.و جعل یعنی اینکه ما به دروغ سخنی را به کسی نسبت دهیم.در متون تاریخ اسلام جعل ،تحریف و تصحیفات فراوانی صورت گرفته است.

 

    نقد منابع و متون:

    1-نقد بیرونی یا صوری:در این نقد باید بدانیم که 1-سرچشمه اطلاعات و روایات در متون روایتی چیست؟ که چگونه احادیث و روایات به ما رسیده است.بنابراین باید به جرح و تعدیل راوی دست زد.مراتب و درجات راویان در خطبه 210 نهج البلاغه به درستی آمده است.امام علی (ع) در این خطبه به چهار گروه از راویان اشاره می کند.که عبارتنند از الف:راویان منافق. ب:راویان اشتباه کار . ج:راویان ناآگاه به مقصود. د:راویان صادق.

و نیز بدانیم که 2-شیوه های این انتقال اطلاعات چگونه بوده است.در قرن اول هجری مهمترین شیوه گرد آوری اطلاعات رویت و سمع بود.راوی زمانی که خود مطلبی را از استاد فرا می گرفت با کلمه سمعتُ می اورد و زمانی که در مسجد این مطلب را می شنید با کلمه سمعنا می آورد که به لحاظ اعتبار دومی معتبر تر است،چرا که عده زیادی این مطلب را شنیده ودر نتیجه امکان تحریف آن کمتر می گشت.یعنی روایتی که مستقیماًاز جانب پیامبر شنیده یا دیده باشد.تا قرن دوم هجری ،مرحله نقل شفاهی است و پس از قرن دوم ثبت کتابی صورت گرفت.مهمترین کتب و قدیمیترین کتاب حدیثی اهل سنت الموطأ می باشد.ابن اسحاق در قرن دوم سیره پیامبر را به صورت شفاهی بود ،به صورت مکتوب در آورد.پس مسلم است که در دو قرن اول چه بسیار اخبار و روایاتی که فراموش،حذف،اضافه و یا از بین رفته اند.

طرق حمل حدیث نیز 1-سمع 2-قرائت 3-حدثنی 4-حدثنا 5- أنباءنا می باشد.هر چه که طرق تحمل حدیث افزایش می یافت،شیوه کتابت نیز رایج می گشت.تا قرن چهارم دوره نقل و تدوین حدیث بود.برخی احادیث فاقد سند هستند ،بیشتر این احادیث از جانب شیعه می باشد.شیعه به خاطر مسائلی چون مسائل سیاسی و اعتقادی و کلامی از ذکر سند آن خودداری می کردند.این امر حتی در میان راویان اهل سنت نیز صدق می کرد.

    در قسمت دیگر برای نقد بیرونی به نقد راویان و مورخان پرداخت.کسی که صحت و درستی منابع اهمیت می دهد باید راویان و مورخان را بشناسد،راویان ناقل ؛راوی حدیث بودند ولی کاتب آن کسان دیگری بودند.بنابراین باید در قسمت نقد راویان و مورخان به موارد زیر توجه نشان داد:

    1-پایگاه علمی مورخان:مورخانی که بینش حدیثی داشته باشند،در نتیجه تاریخنگاری ایشان نیز کاملا روایتی خواهد بود نظیر تاریخ طبری و د رصورتی ک بینش فلسفی داشته باشد،علاوه بر نقل حدیث و واقعه به تحلیل و نقد آن نیز می پردازد نظیر مسکویه در تجارب الامم چنین کرده است.مورخی که با ریاضا آشنا،درنتیجه کتاب تاریخی خویش را با دیدگاههای ریاضی می نویسد.مانن ابوریحان در کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه

    2-پایگاه سیاسی:مورخ وابسته درباری جرأت حقیقت گوئی را ندارد؛چرا که اعتبارش وابستگی به دربار است.

    3-وابستگی قبیله ای،قومی و...:بسیاری از مورخان قبیله ای برخی روایات را با توجه به تعصبات قبیله ای و قومی خویش نگاشته اند.یک مورخ متعصب ایرانی حمله اعراب را یکسره حمله غارتگرانه می داند.

    4-وابستگی دینی و مذهبی راویان و مورخان:هر مورخی بر اساس مذهب خویش به نقل اخبار و روایات می پردازد.به عنوان مثال کمتر نویسنده سنی به ذکر مناقب علی (ع)پرداخته و اگر پرداخته باید دید چنین مورخی ،شامی است یا مصری.چرا که در شام تعصبات ضد علوی شدیداً وجود داشت.پس وضعیت اجتمماعی که هر مورخ در آن زندگی می کرده است را نیز باید در نظر گرفت.به عنوان مثال نسائی به شام رفت و درمناقب علی سخنانی ایراد نمود.همین امر سبب ضرب و شتم ایشان از جانب مردم گردید.اندیشه ها و نگرشها و هدفمندی انبیاء هرگز تحت تأثیر زمینه های اجتماعی،اقتصادی ،فرهنگی و سیاسی قرار نمی گرفت.انبیا دارای رویکرد فرا قبیله ای بودندو قبایل و شعوب مختلف در تعالیم پیامبران هیچ گونه تأثیری نداشتند.

    بنابراین در قسمت اعتبار روایات و احادیث باید به پایگاه اجتماعی،مذهبی،سیاسی و اقتصادی راوی توجه داشت.اینان بر اساس برخی جانبداریها بسیاری از مسائل را مطرح نکرده اند.به عنوان مثال توجه به مورد زیر می تواند شاهدی بر این مدعا باشد:

عایشه همسر پیامبر از قریش بود و از نظر نسبی و قبیله ای به بنی تیّم می رسید.این قبیله از قبایل ضعبف قریش به حساب می آمد، ولی بدلیل کشمکش میان بنی امیه و بنی هاشم توانست به قدرت برسد و بواسطه همین امر ابوبکر خلافت را موروثی نکرد.چرا که قبیله اش قدرت چندانی نداشت.عمر نیز بدین منوال حرکت کرد ؛ولی عثمان که دارای پایگاه قبیله ای مستحکمی بود،به راحتی اقوام و نزدیکان خود را به قدرت نزدیک کرد.عایشه دختر خلیفه اول و ام المومنین محسوب می گردید.و به لحاظ سیاسی طرفدار به قدرت رسیدن عبد الله بن زبیر خواهر زاده اش پس از عثمان بود.دیدگاههای وی کاملاً ضد علوی و مخالف علی بن ابی طالب(ع) بود؛چرا که امام را بزرگترین حریف برای به قدرت رسیدن خواهرزاده اش می دید.تابعین از جمله روایت کنندگان عایشه بودند.بیشتر روایتها از طرف عایشه توسط عروة بن زبیر نقل شده است.ویژگی کلی این گونه روایات در این است که نقش و سهم علویان کاملاً نادیده گرفته می شود.چرا که جزء مخالفان امام علی بودند.

 

    نقد درونی:

نقل وگزارش و تحلیل رویدادهای تاریخی:

نقل به معنی شنیده ها و خوانده ها می باشد؛یعنی مورخانی که مطالبی از دیگران شنیده ودر کتاب خویش آورده اند و یا در جائی خوانده ودر کتاب خود آورده است.اما گزارش به این معناست که مورخ خود بیننده باشد ،یعنی خود حاضر در متن رویدادها بوده است.وظیفه مورخ امروز تحلیل رویدادهاست.مورخ امروز در صدد تحلیل و پالایش اطلاعات و منابع بر جای مانده از گذشته می زند؛چرا که در جستجوی پاسخ دادن به «چراها»و چگونگی اخبار و روایات می باشد.توصیف وظیفه مورخ دیروز بود نه امروز.

    اولین مرحله نقد درونی ؛بررسی و نقد علمی و عملی می باشد.مورخ امروز بدنبال چرائی می باشد.

نقد درونی:

در مطالعات تاریخی تحلیل و تبیین به 2 صورت انجام می گیرد:

1-سندی که بر اساس معیارهای نقد بیرونی صورت می گیرد.

2-عقلانی:

     تبیین عقلانی به چه معناست؟یعنی اینکه مواد و منابع تاریخی ما بر اساس مسائل عینی و واقعی باشد نه بر اساس دیدگاه خودمان و کاملاً ذهنی و خیالی باشد.تحقیق تاریخی باید به گونه ای عقلانی نوشته شود و قابلیت اثبات و دفاع عقلی داشته باشد و هر کس دیگر بر اساس روش وی عمل کند به همان نتیجه دست یابد.

 ادامه دارد....

   + غلامرضا جاویدی ; ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱٠ آذر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()