تاریخ و جغرافیا

روش دینوری در تاریخنگاری(با تکیه بر کتاب اخبار الطوال)

مقدمه:

     تاریخنگاری به عنوان یکی از ابعاد و مظاهر فرهنگ و تمدن حائز اهمیت بسیار است؛زیرا شناخت و دریافت وجوه مختلف هر فرهنگ و تمدنی،بدون بررسی تاریخ انواع هنرها و دانشهائی که در آن تمدن ظهور کرده یا تکامل یافته ممکن نخواهد بود.شناخت دیدگاهها،انگیزه ها و دیدگاههای مورخان وآثار تاریخی ایشان ما را به شناخت دقیقتر تاریخ و حوادث و رویدادها رهنمون می سازد.این امر در خصوص تاریخ اسلام که باشبهات و تاریکیهای مختلفی روبرو است،بیشتر نمود می یابد.همواره تاریخ یکی از مواردی بوده که در تمدن اسلامی به آن اهمیت داده می‌شده است. عده‌ای تاریخ را برای عبرت آموزی و عده‌ای برای ثبت جنگها و فتوحات و ... می‌نوشتند.این امر سبب شد تا مورخان اسلامی با استفاده از روشهای مختلف به نگاشتن تاریخ همت گمارند؛اما به هر حال روش این مورخان در نگاشتن تاریخ از سه حالت خارج نیست ،عده‌ای تاریخ را به روش روایی و عده‌ای به روش ترکیبی و عده‌ای به روش تحلیلی نگاشته‌اند.


 


<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"B Compset"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoHeader, li.MsoHeader, div.MsoHeader {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-link:"Header Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 225.65pt right 451.3pt; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoFooter, li.MsoFooter, div.MsoFooter {mso-style-priority:99; mso-style-link:"Footer Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 225.65pt right 451.3pt; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} span.HeaderChar {mso-style-name:"Header Char"; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Header;} span.FooterChar {mso-style-name:"Footer Char"; mso-style-priority:99; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Footer;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:99.25pt 72.0pt 99.25pt 72.0pt; mso-header-margin:35.45pt; mso-footer-margin:35.45pt; border:double windowtext 2.5pt; mso-border-alt:triple windowtext 2.5pt; padding:24.0pt 24.0pt 24.0pt 24.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

      در روش روایی روایات مختلف درباره یک حادثه و واقعه تاریخی با درج اسناد در کتاب تاریخ آورده می‌شود. روش روایی تاریخ نگاری از همان اوایل تاریخ اسلام آغاز گردید. زمانی که می‌خواستند سیره و احکام پیامبر را بنویسند تاریخ نگاران روایات مختلف را ضبط کردند بدون آنکه در آن دخل و تصرفی داشته باشند. بنابر این روایان و اخباران اولین مورخان عصر اسلامی محسوب می‌شوند که روایاتی متناسب با موضوع مورد بحث گرد آورند.از اولین گروه محدثانی که به سیره پیامبر پرداختند، روایات آنرا گرد آوردند و نوشتند و آثارشان طلیعه تاریخ نگاری روایی به شمار می‌رود می‌توان به ابان‌بن‌عثمان ، عروﺓ‌بن‌زبیر، شرحبیل‌بن‌سعد و محمد‌بن‌مسلم زهری» اشاره کرد که بنیان گذاران مکتب تاریخ نگاری مدینه و هم آغاز کنندگان روش روایی به شمار می‌روند. اما برجسته‌ترین نماینده روش تاریخ نگاری روایی ، محمد بن ‌جریرطبری است که در تاریخ نویسی بر سلسله روات تاکید می‌ورزید و از نقادی روایات خودداری می‌کرد. روش تاریخ نگاری روایی بیشتر در آثار مورخان دوره اسلامی به چشم می‌خورد در واقع آنها باور نداشتند که یکی از وظایف آنها در تاریخ نگاری علاوه بر روایت بررسی و تحلیل عقلانی انها نیز هست.

      مراد از روش ترکیبی آن است که مورخ به جای ذکر روایات مختلف از راه مقایسه و ترکیب و ایجاد سازگاری میان آنها واقعه مذکور را طی یک روایت توضیح دهد. در حقیقت روش ترکیبی مربوط به دوره تالیف تاریخی است. البته کار مورخ در روش ترکیبی بسیار مشکل است و مورخ باید بر مسائل تاریخی احاطه داشته باشد تا بتواند از ترکیب روایات به حقیقت و واقعیت نزدیک گردد. و این باعث می‌شود تا بعضی روایات حذف گردند.آغاز این روش تاریخ نگاری مشخص نیست اما در سال 279 هجری کتاب فتوح البلدان بلاذری به این روش نگاشته شده است. از دیگر کتابهایی که به روش ترکیبی نگاشته شده می‌توان به اخبار الطوال دینوری، تاریخ یعقوبی ، تاریخ دمشق ابن قلانسی ، المنتظم ابن جوزی ، تاریخ الکامل ابن اثیر و تاریخ طبرستان ابن اسفندیار» اشاره کرد.

    در روش تحلیلی مورخ در کنار نقل روایات غالباً ترکیبی ، به تحلیل ، تبیین و بررسی علل و نتایج آن می‌پردازد. اگر چه در تاریخ نگاری اسلامی نمی‌توان تاریخی تحلیلی که کاملا مصداق این تعریف باشد پیدا کرد اما بعضی تواریخ را می‌توان یافت که دیدگاه‌های تحلیلی در آنها دیده می‌شود. از جمله آثاری که می‌توان در زمره آثار تحلیلی قرار داد می‌توان به «تجارب الامم ابو علی مسکویه» اشاره کرد آنچه کتاب تجارب الامم را ممتاز کرده دیدگاه مسکویه نسبت به تاریخ و هدف از آن و نیز روش استدلال و نگرش فلسفی اوست.دیدگاه او در تاریخ عملی و اخلاقی بوده و تاریخ بشر را آزمایشگاهی برای تحصیل تجربه می‌دانسته است. کتاب تاریخ بیهقی هم در زمره آثار تحلیلی قرار می‌گیرد. بیهقی به تحلیل جزئیات بعضی حوادث توجه داشته و آگاهانه بدان پرداخته است. ار جمله در داستان بر دار کردن حسنک وزیر ، بیهقی به تحلیل اوضاع و احوال دربار غزنویان و مقایسه آن با احوال برمکیان و قتل آنان پرداخته است.(1)

    در این مقاله سعی شده تا با توجه به روشهای تاریخنگاری در تمدن اسلامی ،به بررسی دیدگاه و روش ابو حنیفه دینوری در نوشتن کتاب گرانقدرش اخبار الطوال پرداخته شود.

 

 

معرفی کتاب اخبار الطوال:

    اخبارالطوال، کتابی در تاریخ به زبان عربی از ابوحنیفه احمدبن داوود بن ونند دینوری ، متوفی 281 یا 282 ق یا قبل از 290 ق است و یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ ایران ساسانی است. این کتاب حوادث دولت‌های عرب را پس از اسلام تا پایان خلافت المعتصم، خلیفه عباسی(227 ق، 842 م) در بر دارد، به علاوه شامل بسیاری ازمقررات اسلام در امور سیاسی و اداری و نخستین مورد اجرای آن‌ها در دولت اسلامی است. دینوری برخی وقایع عصر خود را که شخصا دیده یا شنیده در اخبار الطوال ذکر کرده واین بر ارزش اثر وی می‌افزاید.
       کتاب اخبارالطوال ابوحنیفه دینوری مدتی مدید مجهول و گمنام بود و در رهگذر مراحل مختلفی از تاریخ در گمنامی و غربت سیر می‌کرد. سرانجام به همان سرنوشتی که نصیب برخی از کتاب‌های خطی عرب شده بود دچار شد و به سال 1877 م در فهرست کتب خطی عربی که در کتابخانه‌های پطرزبورگ (لنینگراد) نگهداری می‌شد، انتشار یافت. در فهرست مذبور بحثی به خامه خاورشناس بزرگ بارون روزن rozen)) دیده می‌شود. وی همان دانشمندی است که قبل از انتشار فهرست فوق الذکر بخشی از کتاب اخبارالطوال را در موضوع سقوط خلافت اموی به طبع رسانیده و اعلام داشته که به محض آماده شدن وسایل لازم مبادرت به چاپ تمامی نسخ خطی اخبارالطوال خواهد کرد. لیکن اشتغال وی به کارهای علمی دیگر مانع عملی شدن این منظور به دست او شد، لذا «گرگاس» را که او هم در فرهنگ خاورشناسی با وی همکاری می‌‌کرده ترغیب نمود که نسبت به چاپ نسخه خطی مزبور اقدام کند. گرگاس با همان دقت و مهارتی که در وی معهود بود، دست به کار تصحیح و تحقیق کتاب مورد بحث زد و امیدوار بود که بتواند کتاب را در ماه فوریه 1887 تجدید چاپ نماید. ولی دانشمند روسی را اجل مهلت نداد که به آرزوی خویش جامه عمل بپوشاند. از این رو «روزن» مصمم شد منظور گرگاس را بدون هیچ دخل و تصرفی عملی سازد. زیرا نمی‌خواست اروپاییانی را که علاقمند به کارهای علمی شرق هستند از کتابی که آماده چاپ شده است محروم سازد. لذا خود دست به کار تنظیم فهرست‌های فنی کتاب شد و تا 23 ژانویه سال 1908 که از دنیا رفت، همچنان سرگرم مقدمات نشر کتاب بود. خوشبختانه آخرین شاگرد او «کراچکوفسکی» توانست پس از وی کاری را که استادش آغاز کرده بود با کمک بنگاه انتشارات علمی بریل (brill) به انجام رساند. کراچکوفسکی نسخه‌های خطی مختلفی را که متضمن کتاب مذکور بود، جمع‌آوری کرد تا بتواند اشتباهاتی که در خلال سطور نسخه‌های گوناگون دیده می‌شود اصلاح کند. نسخه‌های خطی مورد بحث عبارتند از:الف: نسخه لنینگراد به شماره 822 و به خط کمال الدین نامی که تاریخ اتمام آن 655 هجری است.

 ب: نسخه دانشگاه لیدن به شماره 1122 که در سال 1000 هجری نوشته شده و نام نویسنده معلوم نیست.

 ج: نسخه دیگری متعلق به کتابخانه لیدن به شماره 2436 هجری.

    از این میان نسخه الف را نسخه اساس قرار داده‌اند که از همه به عصر مؤلف نزدیک‌تر است.پس از آن ‌که کراچکوفسکی کتاب را چاپ کرد، چند جلد از آن به خاورمیانه رسید و چاپخانه سعادت قاهره آن را بدون هیچ تعلیقات و تحقیقاتی چاپ کرد.در سال 1957 میلادی پس از مرگ کراچکوفسکی، نسخه‌ای در کتابخانه رفاعه رافع الطهطاوی در شهر سوهاج به دست آمد که به شماره 73 ثبت شد و معلوم شد که قدیمی‌ترین نسخه‌ای است که تا آن زمان به دست آمده است. عبدالمنعم عامر این نسخه را پس از مطابقت با نسخه چاپ شده بریل، اساس قرار داده است. بنابراین می‌توان گفت: بهترین نسخه موجود در اختیار ایشان بوده است. چاپ اول کتاب اخبارالطوال به اهتمام عبدالمنعم عامر در سال 1960 میلادی در قاهره انجام پذیرفته است. اخبارالطوال تاکنون دو بار به فارسی ترجمه شده است. ابتدا صادق نشأت آن را ترجمه و در سال 1346 ش چاپ کرد، سپس ترجمه‌ای مفیدتر با حواشی و توضیحات سودمند توسط دکتر محمود مهدی دامغانی درسال 1364 ش منتشر شد.(2)

 

 

    محتوای کتاب:

      مؤلف خود هیچ تقسیم‌بندی برای کتابش صورت نداده و حتی عنوآن ‌های صفحات مختلف کتاب، با توجه به اینکه داخل کروشه قرار دارد، احتمالا از مصحح بوده و توسط ایشان بر اساس موضوع‌ هر قسمت انتخاب شده است.       با این وجود اخبارالطوال را می‌توان به سه بخش کلی تقسیم کرد که عبارتند از:

 1. بخش نخست شامل مطالبی در مورد آدم و فرزندان نخستین او و پیامبرانی همچون ادریس، نوح، هود، ابراهیم، اسماعیل، بنی‌اسرائیل، پادشاهی داوود و سلیمان تا ظهور عیسی است. مطالب ابوحنیفه در این بخش نه از لحاظ زمانی و نه از لحاظ مکانی پیوسته نیست و از شرح حال پیامبرانی بزرگ چون موسی، هارون و یوسف در آن گفتگو نشده است، اما ظهور زردشت و آیین او و نجات بنی‌اسرائیل به وسیله پادشاهان ایران در آن بحث شده و شاید از کهن‌ترین منابعی باشد که این موضوعات در آن آمده است و چون آغاز تنظیم کتاب‌های تاریخ قومی بوده است، نباید انتظار داشت که قابل مقایسه با تاریخ طبری یا مروج الذهب مسعودی و امثال آن باشد.

2. بخش دوم که آمیخته با بخش اول است و جداگانه تنظیم نشده، شرح حال و سرگذشت پادشاهان ایران، رم و یمن است و از جمشید و پیروزی ضحاک (بیوراسب) بر او و منوچهر ، کیقباد ، گشتاسب ، بهمن ، دارا و اسکندر، ملوک الطوایف و سپس ساسانیان تا انقراض ایشان سخن گفته است و برخی از وقایع جنبی چون خروج بهرام چوبین را هم بررسی کرده است و در همین بخش از بلقیس، ملکه سبا و نمرود هم گفتگو شده و با توجه به اختصار آن نباید آن را با کتاب‌هایی که در قرون چهارم و پنجم نوشته شده، مقایسه کرد. به عنوان مثال قابل مقایسه با کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء حمزه بن حسن اصفهانی از قرن چهارم یا غرر اخبار ملوک الفرس ابومنصور ثعالبی از قرن پنجم نیست. با وجود این به مصداق الفضل للمتقدم، اهمیت اخبارالطوال محفوظ است و به قول دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، دینوری در اخبار، مورد اعتماد است و از معتمدان به شمار می‌رود. 

3. بخش سوم، تاریخ اسلام است که با پیکارهای اعراب و ایرانیان در دوره دوم خلافت خلیفه دوم شروع و به پایان خلافت معتصم یعنی سال 227 ختم می شود. ابوحنیفه دینوری در مورد سیره و مغازی رسول خدا (ص) مطلقا سخنی به میان نیاورده است. لابد توجه داشته که با تنظیم سیره ابن اسحاق و مغازی واقدی که مقدم بر او بوده‌اند و طبقات ابن سعد که معاصر او بوده، دیگر لزومی به این کار نیست و آنان حق مطلب را چنان‌که باید و شاید ادا کرده‌اند.(3)

 

    منابع دینوری در نوشتن اخبار الطوال:

  

     منابعی که ابوحنیفه دینوری در اخبار الطوال استفاده کرده است،به طور کلی همان منابعی هستند که دیگر مورخان قرن سوم هجری از آن سود برده اند.چرا که بسیاری از مطالب آن با کتابهائی نظیر تاریخ یعقوبی که معاصر وی می باشد،یکی می باشد.گر چه دینوری در کتاب خویش سعی بر خلاصه نویسی داشته است و بسیاری از مطالب و رویدادها را به صورت تلخیص در کتابش اورده است.مهمترین منابعی که دینوری از آنها استفاده کرده است؛ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-قرآن

2-منابع ایرانی

3-منابع ادبی(اشعار شاعران گذشته)

4-منابع جغرافیائی:با توجه به اینکه دینوری برای معرفی شهرها و قرار گرفتن موقعیت آنها ،مطالبی را در کتابش می آورد،اینطور به نظر می رسد که ایشان به کتابهای جغرافیایی نیز توجه داشته اند.

چنانکه در ذکر پادشاهی زاب بن بود کان می نویسد:«...و کری بالعراق انهاراً عظاماً سماها الزوابی،اشتق اسمها من اسمه و هی الزوابی الاعلی و الزابی الوسط و الزابی الاسفل و ابتنی المدینه العتیقة و سماها تیسفون ...»

5-کتابهای مورخان مسلمان گذشته

6-نسب نامه ها

    وی در نوشتن بخش اول کتاب خویش یعنی حوادث پیش از اسلام و سرگذشت پیامبران و تاریخ انبیا از یگانه منبع مورد وثوق همه مورخان نخستین اسلامی،یعنی قرآن کریم سود برده است.به عنوان مثال در درباره بعثت حضرت هود چنین می نویسد:

    «و ملک بعد شدید بن عملیق اخوه شداد بن عملیق بن عاد بن ارم فعتا و تجبر فبعث الله الیه هوداً علیه السلام رسولاً و کان من حمیم قومه و اشرافهم و هود بن خالد بن الخلود بن العیص بن عملیق بن عاد فلم یحفل به فأهلکه و من کفر به من عاد کما قد قصه الله تبارک و تعالی فی کتابه و هو أصدق الحدیث.قال و نشأفی ذلک الدهر...»(4)

    «پس از مرگ شدید بن عملیق برادرش شدادبن عملیق به پادشاهی رسید که سخت ستمگری و سرکشی کرد و خداوند متعال هود(ع)را که از مردان شریف و صمیمی قوم او بود برانگیخت،...آنچنان که این موضوع را در کتاب خود که درست ترین گفتار هاست فرموده است.»(5)

    ودر جای دیگر درباره داستان موسی بن عمران(ع) وگریختن وی از مصر و به نزد شعیب رفتن می نویسد:

«...ونزل علی شعیب فآجره نفسه ثمانی حجج کما ذکر الله جلّ ثناؤه فی الکتاب الناطق...»(6)

    البته دینوری در سرگذشت انبیا الهی و نیز فرزندان وی مطالبی اورده است که نشان می دهد که وی یک نویسنده اخباری و روایتگر صرف بوده و از تحلیل و اضهار نظر خودداری می کرده است.به عنوان مثال ایشان در ذکر آمار فرزندان یوسف(ع) پس از فوت ایشان در سرزمین مصر تعداد آنان را ،فقط با محاسبه مردان ایشان 600000 نفر ذکر می کند که چنین چیزی به نظر می رسد دور از واقعیت باشد:

«قالوا و لما توفی یوسف بن یعقوب و اخوته بأرض مصر بقی اعقابهم بها و کثروا فیها و کانوا فی زمان موسی (ع)ستمائة الف رجل و کان ملک الیمن فی زمن...»(7)

 

   

    در ابتدای کتاب آمده است:« ابوحنیفه احمد بن داود دینوری، که خدای اش رحمت کناد می گوید، در کتاب هایی که دانشمندان در مورد اخبار نخستین نوشته اند چنین یافتم که محل سکونت آدم (ع) منطقه حرم مکه بوده است و به روزگار مهلیل پسر قینان پسر انوش، پسر شیث، پسر آدم، که در زمان خود سالار و سرور فرزندان آدم و جانشین او در حکومت بود. و پدر و نیاکان اش هم همچنین بودند شمار آدمیان بسیار شد و در مورد محل سکونت میان ایشان ستیزه درگرفت و مهلیل ایشان را به چهار جهتی که بادها از آن جهات می وزند پراکنده کرد و اسکان داد و فرزند و فرزند زادگان شیث را به گزیده تر منطقه زمین که عراق است فرستاد و ایشان را در آن سکونت داد». (ابوحنیفه احمد بن داود دینوری، اخبار الطوال، ص ۲۵)

    متن آغاز کتاب دینوری، کلامی قابل فهم ندارد. با کمی دقت و تأمل می توان در برخی قسمتهای اخبار الطوال به نمونه هائی از این قبیل برخوردکرد. در این قسمت می گوید که، میان نام آدم ابوالبشر و مهلیل چهار نسل فاصله است و در همین زمان کوتاه، که هنوز هر چهار نسل زنده اند،می نویسد که شمار آدمیان آنچنان زیاد می شود که به نقاط دیگر از جمله عراق پراکنده می گردند.که چنین چیزی تقریباً ناممکن می باشد.

    از سوی دینوری به کتابهای فراوانی دسترسی داشته،ولی برای اخبار خویش از ذکر سندهای آن خودداری می کند و بیشتر اخبار خویش را با لفظ قالوا و یا قال  آورده است.به این ترتیب وی با این کار از روش تاریخنگاری ترکیبی برای نوشتن کتاب خویش بهره برداری نموده است.به عنوان مثال در ابتدای کتاب درباره حضرت آدم می نویسد:

«قال ابو حنیفه احمد بن داود الدینوری رحمه الله وجدت فیما کتب اهل العلم بالاخبار الاولی أن آدم علیه السلام کان مسکنه الحرم و ان ولده کثروا فی زمان مهلیل بن قینان بن أنوش بن شیث بن آدم وکان سید ولد آدم فی دهره و القائم بأمرهم و کذلک کان أباوه الی آدم علیه السلام و...»(8)

    ویا در جائی دیگر در زمینه اختلاف زبانها می نویسد:

«قالوا و زمان جمّ تبلبلت الألسن ببابل و ذلک أن ولد نوح کثروا بها فشخت بهم و کان کلام الجمبع السریانیه و...»(9)

درباره سکونت قوم ثمود می آورد:

«قالوا و لما کثرت عاد بالیمن تجبروا و عتوا و علیهم شدید بن عملیق بن عاد بن ارم بن سام بن نوح ...»(10)

    ابو حنیفه در کتاب خویش از کتابهای کمی نام برده است و برای ذکر اسانید تنها به ذکر قالوا اکتفا کرده است.البته گاهی از منابع خود چون ابن مقفع،علی بن حمزه کسائی و اصعمی نام برده است.از منابعی هم که در کتابش نام برده امروز اثری در دست نیست.به عنوان مثال وی ازالانساب ابن الکیس النمری،کتاب الملوک و اخبار الماضی ابن الشریه الجرهمی نام می برد.

    وی درباره بیعت مردم با سفاح و ولیعهدی منصور به روایت هیثم بن عدی اشاره می کند و می نویسد:

«قال الهیثم بن عدی بویج لابی العباس با لخلافه و لابی جعفر بولایة العهد من بعده فی رجب من سنة اثنتین و ثلاثین و مائة فاما استدف لائی العباس الامرة ...»(11)

ودر ادامه همین مطلب به نقل از هیثم می نویسد:«قال الهیثم فحدثنی ابی قال لما هم زیاد باللحوق بأبی جعفر...»(12)

 

    وی در جای جای کتاب قطعات شعری با توجه به موضوع بحث از شاعران مختلف می اورد.وی از شاعرانی چون اعشی،حسان بن ثابت، سوید بن ابی کاهل و... کتاب خویش نام می برد و قطعاتی از اشعار ایشان را در اخبار الطوال آورده است.

    برای مثال در جریان پادشاهی افریقیس که دستور حمله به به سوی یمامه راداد شعری از اعشی را می آورد:

«قالت أوی رجلاً فی کفّه کتفٌ  ، او یخصف النعل لهفی أیةً صنعا  ،  فکذبوها بما قالت فصبحهم  ،  ذو آل جیشان یزجی الموت و الشرعا  ،  ... »(13)

    در ذکر کشته شدن  مختار ثقفی شعری ازسوید بن ابی کاهل می آورد:

«یا لیت شعری متی تغدو مخیسه  ،  منا فتبلغ اهل الموسم الخبرا  ،  انا جزرنا عن الکذابها مته  ،  من بعد طعن و ضرب یکشف الخمرا  و...» (14)

ویا در ذکر گردن زدن یکی از زنان مختار که از وی تبری نجسته بود شعری از حسان بن ثابت می آورد:

    «الم تعجب الاقوام من قتل حرة  ،  من المخلصات الدین محمودة الأدب  ،  من الغافلات المومنات بریئة  ،  من الزور و التهبان و الشک و الریب  ،  ...»(15)

     همانطور که در معرفی اولیه اخبار الطوال گفته شد،این کتاب یک از منابع مهم تاریخ ساسانی به شمار می رود.دینوری در این کتاب به ذکر روی کار آمدن آمدن ساسانیان تا انقراض آن به دست مسلمانان مطالب جامعی آورده است.بویژه درباره شرح جنگهای اعراب و ایرانیان مطالب خوبی آورده است.البته درباره دولتهای پیش از ساسانی نیز مطالبی به اختصار آورده است.با توجه به مطالبی که دینوری در کتاب خود گرد آورده است،متوجه می شویم که وی به منابع ایرانی از جمله خدای نامکها دسترسی داشته است،که با عنوان سیر الملوک بارها به عربی ترجمه و تهذیب شده است.

    نیکلسون، اندیشه و روش تاریخنگاری در اسلام را اساساً منبعث از کتاب سیر الملوک می داند.مشهورترین ترجمه این کتاب به دست ابن مقفع صورت گرفته است،بدلیل آنکه ابن ندیم در الفهرست نام ایشان را آورده است.(16)

    دینوری به آثار ابن مقفع دسترسی داشته و از آنها استفاده کرده است.چرا که درداستان نمرود بن کنعان می آورد:

    «...و یروی ان ابن مقفع کان یقول یزعم جهّال العجم و ...»(17)

    چنانکه گفته شد،از جمله منابعی که دینوری برای کتاب خویش استفاده کرده است،نسب نامه ها می باشد،که مطالبی که در اخبار الطوال از برخی از نسب شناسان آمده است؛شاهد این مدعاست.

    «...و ذکر عن ابن الکیس النمری انه قال ان قحطان تزوّج امراة من العمالیق فولدت یعرب و جرهم و...»

ودر همین متن دینوری از ابن الشریه نام میبرد.

«... و ذکر ابن الشریه انه قال کان الذی خرج الیها یعرب بن قحطان فی ولده و کان اکبرهم ...»(18)

 

    با توجه به مطالب بالا به نظر می رسد که دینوری برای نوشتن کتاب خویش از اکثر منابع در دسترش خویش بهره برده است. که این امر بر ارزش و اهمیت اعتبار کتاب وی می افزاید.کتاب وی بهترین منبع برای تاریخ قبل از اسلام(دولت ساسانی) می باشد.وی در این کتاب روش ترکیبی را برای تاریخنگاری خویش بکار برده است.وی در این کتاب کوشش کرده است تا در تاریخ اسلام شکلی موازی و مرتبط به هم از حوادث ایران،یمن،عربستان و روم شرقی ارائه دهد.او به اسناد اهمیتی نمی دهد،زیرا می خواست گزیده ای از آثار پیشین فراهم کند؛که حجم کم اخبار الطوال شاهد این مدعاست.چنین پیداست که وی میان اسرائیلیات و منابع ایرانی،روایات عراقی و مدنی تالیف و ترکیبی بوجود آورده است.(19)

    علاوه بر اینها؛یکی از نکات قابل توجه در اخبار الطوال،توجه دینوری به پیدائی و شکل گیری آداب و رسومها و نیز بوجود آمدن برخی امکانات برای تسهیل زندگی بشر است.

    در قسمتی از متن دینوری درباره ضرب سکه عربی می نویسد:

«قالوا و امر بضرب الدراهم سنة ست و سبعین ثم امر بعد ذلک بضرب الدنانیر و هو أول من ضربها فی الاسلام و انما کانت الدراهم و الدنانیر قبل ذلک مما ضربت العجم و فی تلک السنة مات جابر بن عبداله و له سبع و ستون سنه»(20)

    در هایت نباید این مطلب را از نظر دور نگه داشت که دینوری در ذکر معدود رویدادها در صدد نقد و تحلیل و بررسی بر می آید و در صدد تبرئه و برداشتن گناه از دوش برخی افراد منفور بر می آید.با مطالعه رویداد عاشورا در اخبار الطوال (ص273تا308)که دینوری به این حادثه نیز بیشتر توجه داشته است می توان به راحتی به این نکته پی برد.

    چنانکه پس از اینکه شمر بن ذی الجوشن ماوقع جریان عاشورا را بر یزید باز گفت.یزید دگرگون شده ومقصر اصلی جریان را عمر سعد معرفی می کند.

«چون یزید این را شنید چشمانش اشک‌آلود شد و گفت: وای بر شما! به اطاعت و فرمانبرداری شما بدون کشتن حسین هم راضی بودم. خداوند ابن مرجانه را لعنت کند. به خدا سوگند اگر من با او طرف می‌شدم او را می‌بخشیدم . خداوند اباعبدالله را رحمت کناد.»(21)

    به این ترتیب می توان گفت که دینوری در بحث تبیین در تاریخ در تبیین رویداد عاشورا از روش علت یاب استفاده کرده و علت اصلی بوجود آمدن فجایع و شهادت امام حسین و یارانش را بر عهده عمر سعد می نهد.دینوری نه تنها در این رویداد بلکه در رویدادهای دیگری نظیر شکست و کشته شدن داریوش در برابر اسکندر(ترجمه ص 57)،در نامه نگاری میان شیرویه و خسرو پرویز(ترجمه ص138تا141) و...در تبیین و روشن ساختن رویدادها و چگونگی و چرائی وقایع از روش علت یاب استفاده می نماید.

 

 

سخن آخر:

 

    در کل می توان گفت که ابو حنیفه دینوری در میان تاریخنگاران عرب و غیر عرب یکی از معدود مورخانی است که توانسته به درستی حوادث تاریخی را حلاجی کند.وی خود دارای اصالت ایرانی بود؛ولی این امر چندان در شیوه تاریخنگاری ایشان تأثیر نداشته است.از نکات قابل ذکر و توجه دراخبار الطوال می توان به پایان کتاب اشاره کرد.مطالب این کتاب تا مرگ خلیفه عباسی معتصم (227 ه.ق)به پایان می رسد.حال چنانکه ذکر شد ایشان تا سالهای 290 ه.ق در قید حیات بودند و بسیاری از رویدادهای عصر خویش را ننگاشته است.دوره ای را دینوری از شرح آن خودداری کرده است،دوره شورشها،توطئه ها،دسته بندیها و هراسهایی بود که بعد از معتصم سرزمین اسلامی را فرگرفت.کتابهای این دوره تأثیر زیادی در پیشرفت سیاست دولت و برقراری حکومت وقت داشته است؛چه بسا نویسندگان بسیاری که تألیفات ایشان به قیمت جان آنان تمام می شد.ابوحنیفه توانست شاهکاری به زبان عربی در تاریخ بوجود آورد.وی به مانند مورخان دیگر حوادث را سال به سال شرح نمی دهد؛بلکه هر حادثه ای را از آغاز تا انجام شرح می دهد و قضایایی را که به هم مربوط است،ذکر میکند.

    وی بر خلاف دیگر همکاران خود در ذکر اخبار از پرداختن به سلسله سند آن خودداری می کند.و تنها از عبارت «قال» و یا «قالوا» استفاده میکند.

    در پایان باید گفت که اخبار الطوال دینوری در نوع خود شاهکاری در میان کتب تاریخی است.به بیان دیگر دینوری در این کتاب حوادث برجسته و مهم را که تأ ثیری زیادی در دوره های بعد داشته است،گلچین کرده  وآنها را در مجموعه ای واحد تدوین نموده است.به قول دکتر زرین کوب«ابوحنیفه دینوری در اخبار الطوال در باب فتوح اسلام اخباری را نقل کرده است که در دیگر مأخذ موجود نیست.ابوحنیفه از نوادر روزگار خویش بود،در حکمت و ریاضی دست داشت و در اخبار او را از ثقاة شمرده اند.»(22)

 

 

 

 

 

پی نوشتها:

1-تاریخنگاری در اسلام،دکتر سجادی و عالم زاده،تهران،انتشارات سمت.1386،تلخیص ص37تا ص70

2-اخبار الطوال،ابو حنیفه احمد بن داود دینوری،ترجمه محمود مهدی دامغانی،تهران،نشر نی،14386،ص18 و ص19

3-همان ،ص 19تا ص21                      

4-اخبار الطوال،ابو حنیفه احمد بن داود دینوری،طبع بنفقه المکتبة العربیة ببغداد،لصاحبها نعمان الاعظمی،ص9

5-ترجه اخبار الطوال،ص 29

6-اخبار الطوال عربی،ص 16 و ترجمه ص 36

7-همان ،ص 15 و ترجمه ص 36

8-همان ، ص 5 و ترجمه ص 25

9-همان،ص 6و ترجمه،ص 26

10-همان،ص 7و8 و ترجمه ص27

11-همان،ص 314و ترجمه ص 412

12-همان ،ص 314 و ترجمه ص 412

13-همان ،ص20و ترجمه ص40

14-همان ، ص268 و ترجمه ص351

15-همان،ص 269 و ترجمه ص353

16-تاریخنگاری در اسلام ،ص 27

17-اخبار الطوال عربی،ص 12 و ترجمه ص30

18-همان ،ص12 و ترجمه ص 31

19-تاریخنگاری در اسلام،ص 44

20-اخبار الطوال عربی،ص274و ترجمه ص 360

21- ترجمه ص 306

22-تاریخ ایران بعد از اسلام،عبد الحسین زرین کوب،امیر کبیر ،تهران.1379،ص 24

 

 

 

 

 

 

کتابنامه:

 

 

1-دینوری،ابو حنیفه احمد بن داود ،اخبار الطوال،ترجمه دکتر محمود مهدی دامغانی، تهران،نشر نی،1386

2- دینوری،ابو حنیفه احمد بن داود ،اخبار الطوال، طبع بنفقه المکتبة العربیة ببغداد،لصاحبها نعمان الاعظمی

3-زرین کوب،عبد الحسین،تاریخ ایران بعد از اسلام،امیر کبیر،1379

4-عالم زاده،هادی،تاریخنگاری در اسلام،تهران، سمت،1386

 

   + غلامرضا جاویدی ; ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; ٢٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()