تاریخ و جغرافیا

مقایسه حضور هند و چین در افغانستان

منبع: وال استریت ژورنال / 20 نوامبر 2009

مترجم : میم . وطن دوست 

  این طور به نظر می رسد که چین برنده "بازی بزرگ" جدید در افغانستان است، و نه هند! اگرچه هند بیش از یک میلیارد دلار تا پایان سال آینده به افغانستان کمک خواهد کرد.

  هر دوکشور هند و چین بیش از 500 سال است که دارای تاریخچه ای مشترک هستند؛ اما این چین است که در حال پیمایش بزرگترین گام های سیاسی در کشور و منطقه است.

 


  چین به جای فراهم کردن کمک برای افغانستان، بر تجارت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی در آن کشور تاکید دارد. در ماه آوریل گذشته چین بزرگترین سرمایه گذاری مستقیم خارجی را در تاریخ افغانستان انجام داد و آن هنگامی بود که شرکت دولتی چینی "استخراج و ذوب فلزات"، مستقیما مبلغ 5/3 میلیارد دلار در افغانستان، برای معدن مس عینک واقع در استان لوگر، در 45 کیلومتری جنوب کابل که در کنترل طالبان قرار دارد، سرمایه گذاری کرد( بیش از دو برابر مقدار مورد انتظار).

ام . کی بهادرا کومار، دیپلمات سابق هند می گوید "در حالی که چین در مقام بالای موفقیت های دیپلماتیک و سیاسی قرار دارد، شکست هند ملالت انگیز است. »او اضافه کرد که چین برنده است؛ به دلیل اینکه در اهداف خود احساسات به خرج نمی دهد. این در حالی است که هند در نتیجه خصومت مداوم خود با پاکستان، دچار پریشانی شده است و در نتیجه پاکستان از ایجاد ارتباط نزدیکتر هند با کابل که می تواند به نفع افغانستان تمام شود، جلوگیری می کند.

 بهترین مثال در این زمینه خط لوله گاز ایران - پاکستان - هند است که دهلی نو با وجود کمبود شدید انرژی یا معادل آن نفت، از آن اجتناب می کند. این پروژه بزرگ می تواند از کاهش قدرت هند پیشگیری کرده و روابط منطقه ای را پایدار سازد.

 

  این پروژه بزرگ با عبور مستقیم از طریق افغانستان می تواند به ایجاد هزاران شغل برای مردم فقیر این کشور کمک کند، در حالیکه توسعه آن شدیدا به ظرفیت های فنی نیازمند است. اما هند در باره امکان وابستگی به خط لوله انتقال گاز که از طریق خاک پاکستان باید بگذرد، نگران بوده است.

  این دلیل پیشگامی و جهش چین به پیش است، در حالی که دهلی نو به افغانستان به عنوان عرصه ای می نگرد که باید در آن به خاطر اختلافات خود با اسلام آباد به رقابت بپردازد.

  پکن به افغانستان به عنوان تامین کننده نیازمندی های نفت و گاز و ثروت های معدنی و شریک تجاری آینده اش می نگرد.

  بنابراین به نظر می رسد، استراتژی های منطقه ای چین ، به خصوص نسبت به استخراج منابع، بیشتر سازگار، منسجم و عمل گرا است. این استراتژی با ترکیب پشتیبانی قوی مالی، موجب اعتماد به نفس منطقه ای نیز می شود.

  هر دو کشور هند و چین به عنوان ابرقدرت های در حال ظهور، بر سر دسترسی به منابع منطقه ای، به ویژه انرژی، با هم رقابت می کنند.

  چین 50 درصد انرژی خود را وارد می کند، در حالی که واردات انرژی هند 70 ? است. با این حال چین و هند هر دو بر این امر واقف هستند که رقابت شدید برای دریافت منابع موجب بالا رفتن قیمت ها می شود، بنا بر این آنها در حال حاضر تلاش می کنند تا پیشنهادهای همسان یا مشترکی برای انرژی ارائه دهند.

  اما صحنه افغانستان برخی نمونه های روشن را نشان می دهد از اینکه رویکرد عملگرایانه تر چین چگونه به نفع آن کار می کند.

هندوستان از سال 2002 مبلغ عظیم 1.2 میلیارد دلار کمک برای افغانستان هزینه کرده است؛ در حالی که چین فقط 175 میلیون دلار کمک کرده است.

 

  سرمایه گذاری در پروژه معدن مس عینک، از پروژه های دولتی چین است. معدن مس عینک با برخورداری بیش از 11 میلیون تن مس، دومین معدن بزرگ مس در جهان است. علاوه براین پیش بینی می شود که این معدن 8،000 شغل مستقیم ایجاد کند. علاوه بر اینها چین برای تامین یک نیروگاه 400 مگاواتی در بیرون از کارخانه، و ساخت یک راه آهن به تاجیکستان، و سرمایه گذاری قابل توجهی در مدارس و خانه ها و کلینیک های بهداشتی وعده داده است.

  از روش ها و سیاست خارجی مرسوم چین برای نزدیک شدن به توسعه منطقه ای، در هر دو منطقه آسیای مرکزی و آفریقا، سرمایه گذاری در کشورها است. چین با استفاده از فرصت های شغلی و توسعه اقتصادی به ایجاد ثبات در کشورهای منطقه کمک می کند و در عین حال نیازمندی های رو به رشد خود را به منابع طبیعی برآورده می سازد.

منابع دیپلماتیک چینی در کابل می گویند: چین علاقه مند به حمایت از همسایگانی است که با مشکلات درگیر هستند و امیدوار است که که این پشتیبانی به ثبات کشور و به منافع تجاری متقابل بینجامد.

  نیکلاس نورلینگ - کارشناس " موسسه امنیت و توسعه " در استکهلم، در این باره می گوید:

"شما می توانید این رویکرد چین را در در زمینه برنامه های بزرگ توسعه در غرب کشور، که شامل سرمایه گذاری عمده ای در استان های غربی چین است، که البته با آسیای مرکزی و آسیای جنوبی هم مرز است و به ایران می پیوندد؛ مشاهده کنید.

  نورلین می گوید بزرگراه قره قروم در پاکستان، بندر گواتر در نزدیکی کراچی ، خط لوله گاز ترکمنستان به استان سینگ کیانگ، و قراردا 100 میلیون دلاری25 ساله انرژی با ایران از نمونه های دیگراین رویکرد است.

  اما این هند است که خطوط انتقال انرژی را به کابل آورد و به قطع دائمی برق و وابستگی های شدید به ژنراتورهای دیزلی پایان داد. اکنون برق به طور مستقیم از ازبکستان و از طریق یک خط انتقال نیروی جدید گرانقیمت و دشوار، که بر فراز سلسله جبال سالنگ، در ارتفاع بیش از 4،000 متری ساخته شده است، منتقل می شود.

  هند همچنین در حال تامین بودجه یک سری از جامعه های کوچک است که اکثریت آنها در اطراف مرز افغانستان و شمال پاکستان متمرکز شده اند. هند همچنین شدیدا متوجه سرمایه گذاری در بهداشت و مواد غذایی در افغانستان است، که این برنامه های ارائه خدمات، بسیار برتر از آن چیزهایی است در دسترس خود شهروندان هندی قرار دارد.

  این تلاش ها هیچ نتیجه ای برای تسهیل حضور هند در افغانستان نداشته است، علاوه بر اینکه در 8 اکتبر 2009 ، یک عملیات بزرگ انتحاری انفجار خودرو در خارج از سفارت هند روی داد و این دومین بار در طول یک سال بود که سفارت هند مورد حمله قرار گرفت.

  انفجار دو بمب موجب کشته شدن بیش از 150 نفر و مجروح شدن صدها نفر دیگر گردید. این گونه عملیات به عنوان تعدیل کننده حضور هند در افغانستان در نظر گرفته می شود. این در حالی است که پاکستان کشور افغانستان را حیاط خلوت خود به حساب می آورد.

  در حالی که هند دارای یک سفارت خانه بزرگ در مرکز شهر کابل و چهار کنسولگری در سراسر کشور افغانستان است، چین بلعکس دارای یک سفارتخانه کوچک است و کارکنان آن در پشت درب های قرمز پنهان هستند که به ندرت باز می شوند.

  به همین ترتیب شاخص نمودار کمک های چین به افغانستان پایین است. علاوه بر این ، کشور چین ظرف بیش از شش سال گذشته هزینه اندکی را صرف کمک به افغانستان نموده است؛ و چنین به نظر می رسد که همین کمک های اندک هم با انگیزه نفوذ سیاسی انجام نشده است.

  بزرگترین پروژه کمک های چین، بیمارستان 350 تختخوابی جمهوری در کابل است، با هزینه 25 میلیون دلار که در مرداد ماه افتتاح شد و در حال حاضر بهترین و مجهز بیمارستان در کشور است.

 

  در عوض ، سرمایه گذاری های عمده چین متوجه پروژه هایی است که محصول واضح و روشنی داشته باشند و سودآوری آنها مستقیما به پکن بازگردد؛ در عین حالی که توسعه اقتصادی در منطقه را هم تحکیم می بخشند.

  تعدادی معادن قابل توجه جدید در افغانستان کشف شده است، از جمله دو معدن مس دیگر، تعدادی معادن مس - طلا ، و معدن سنگ آهن حاجیگک با 1.8 میلیارد تن سنگ آهن، در 120 کیلو متری غرب کابل ، که در حال حاضر در دست مزایده هستند.

  پنج شرکت هندی با یک شرکت دولتی چین در مزایده معدن حاجیگک رقابت می کنند. این معدن سنگ آهن به معدن ذغال سنگ نزدیک است و در آینده می تواند به عنوان محور ایجاد صنعت فولاد افغانستان قرار گیرد. کابل خواستار یک کارخانه فولادسازی، راه آهن، و همچنین یک کارخانه کود شیمیایی است - پروژه هایی که می توانند چند برابر نیروی کار به خدمت گیرند.

  منابع افغان می گویند که در حال حاضر چینی ها در انتظار مساعد شدن وضعیت مزایده حاجیگک، به دلیل معامله معدن عینک هستند.

وسعت این پروژه ها و مشاغلی را که آنها با خود می آورند، به طور قطع موجب بالا رفتن وجهه کشوری می شود که آنها را در اختیار دارد، بخصوص برای کشوری مانند افغانستان که بیش از 100،000 سرباز غربی در آن حضور دارند.

  در واقع، اینکه چین و هند چگونه روابط خود با افغانستان را برقرار می کنند، تا حدودی به رویدادهای سیاسی بستگی دارد که در حال حاضر در افغانستان نقش بازی می کنند. چنین به نظر می رسد که چین سرگرم تجدید نظر و سرمایه گذاری بازهم بیشتر در افغانستان است

 

   + غلامرضا جاویدی ; ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ; ٢۸ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()