تاریخ و جغرافیا

مطالبی در مورد شهر مزار شریف+ عکس

    مرکز فعلی ولایت بلخ، به فاصله چهارده میل(بطلمیوس در مجسطی گفته: میل سه هزار ذراع به ذراع شاه است.هر ذراع سه وجب و هر وجب سی و شش انگشت وانگشت پنج جو  از پشت و دو به یکدیگر چسبان است. نیز گوید میل یک سوم فرسنگ است. و گویند میل دو هزار و سیصد و سی و سه گام است. ولی نزد لغت شناسان میل پایان دید چشم است.) به طرف شرق بلخ واقع است.در قرون وسطی در این محل قریه خیر واقع بود که بعدها خواجه خیران خوانده شد.قریه خیر یا خواجه خیران با دو فرسنگ فاصله از بلخ واقع بود و سید عبدالله زربخشی خوارزمی بن سید هاشم بن سید ابوبکر بن سید سید قاسم بن سید حسین بن سید ابو علی موسی بن سید عبدالله بن سید محمد بن جعفر بن سید ابو الحی کبیر بن ابوبکر جعفر الکاظم بن امام جعفر صادق(ع)در آن مدفون است و گویا بعد از آنکه این بزرگوار بدین مقام مدفون گردید، ده خیران به نام خواجه خیران زبانزد شد و مرقد مطهر حضرت شاه(علی علیه السلام)در جوار این موضع واقع می باشد.

    در باب شهر و یا قریه خواجه خیران، قبل از اینکه ناحیه به مزار شریف معروف گردد، در کتب و مأخذ بسیار بر می خوریم؛ و جملگی آنرا محل مرقد و ظهور مرقد حضرت علی(ع) را در سه فرسنگی خواجه خیران ذکر کرده اند.{اسفزاری، روضات الجنات،ج 1، ص161؛ خواند میر،مأثرالملوک، ص176}

    وامبری و یاورسکی هر دو در سفرنامه های خود از مرقد «شاه مردان علی»(این اسم دیگری است که به مزار داده اند)سخن می گویند.یاورسکی گوید: «به کوچه ها و بازارها حتی مدرسه و حمامهای مزارشریف سر زدیم و بالاخره به زیارت مزار حضرت علی(رض)خلیفه چهارم با گنبدها و کاشیکاریهای قشنگ، رواقها و مناره های آن رفتیم و از نزدیک دیده و خاطره آن را در حافظه سپردم...){یاورسکی،سفارت در روسیه تزاری،ص59}

    در زمان سلطان سنجر این مزار بدین طریق کشف شد که چون سرزمین بلخ مستور از خرابه بود، تصور می کردند که گنجهایی از زمان دیوها در آن مدفون باشد، لذا سلطان سنجر شروع کرد به حفریات عمده و در یکی از آن موارد، میز سنگی بسیار قشنگ و سفیدی از خاک بیرون آمد که کتیبه ذیل بر آن حک شده بود: «این است مرقد علی پسر ابوطالب پهلوان شجاع و مونس پیغمبر»{وامبری،سیاحت نامه درویش دروغین،ص305}

 

 

ادامه مطلب
   + غلامرضا جاویدی ; ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ٢٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

فقه عاشورایى امام خمینى (قدس ره )

فقه عاشورایى امام خمینى (قدس ره )

برگرفته از عاشورا در فقه اثر سیدضیاء مرتضوى

     اینکه در فقه از چه زاویه اى به حرکت امام (ع ) نگریسته شده و فقه درچه قالبى مى تواند به ارزیابى ایـن حـرکـت بـپـردازد و فقها در تحلیل خود,کدام چارچوب را پذیرفته و بر اساس آن به ارزیابى نـشـسـتـه انـد, مـى تـوانـد به راحتى نوع نگرش آنان به این حرکت تاریخى را نشان دهد.
سنجش ایـن گـفته ها با آنچه فقیه فرزانه ،حضرت امام خمینى (قدس ره ) به عنوان دیدگاه روشن اجتهادى و فقهى خویش در این خصوص ، ارائه کرده است , گویاى سطح بینشها و تفاوت در ملاکهاى ارزیابى فـقهى عاشورا است. چنان که ملاک متقنى براى ارزیابى و سنجش تحلیل برخى کسان دیگر است کـه بیشتر و یااساسا با صبغه اى تاریخى ـ اجتماعى به بررسى و کنکاش در این باره پرداخته اند و نه یـک بررسى فقهى.

     فقه عاشورایى امام خمینى (قدس ره ) در ارزیـابـى قـیـام عاشور

 برخى اساسا منکر وجود صبغه سیاسى براى قیام عاشورا شده اند و این تـحـلیل را تا آنجا پیش برده اند که اصولا دخالت در چنین امورى در شاءن انبیا و اولیا(ع ) که براى هـدایـت خـلـق آمـده انـد, نـیـسـت .

     بـرخى نیز اهدافى در مرتبه دوم و سوم اولویت را جزء علل و انـگـیزه هاى اصلى قیام ذکر نموده اند.

     بعضى نیز نتوانستند میان سیاسى بودن حرکت به انگیزه به دست گرفتن حکومت را با آگاهى حضرت (ع ) از فرجام کار وفق دهند و راه انکار آگاهى تفصیلى حـضـرت (ع ) بـه سـرنـوشتى که جز شهادت نیست را در پیش گرفته اند.

     و صاحب جـواهـر(قدس ره ) ایـن قـیـام راحـرکتى اسرارآمیز مى داند که نمى توان تفسیرى بر اساس ملاکهاى جارى در فقه بر آن گذارد.

     در نـگاه آنان که تنها راه باقیمانده براى حضرت (ع ) را همین مى دانند والا دچار سرنوشتى بدتر و دردنـاکـتـر مـى شـد, انـگیزه اصلى را باید در این شمرد که حضرت (ع ) براى نجات از آن وضعیت فـجـیـع تـر, از بـاب اهـم ومـهم این را برگزید, راهى که البته توانست ثمرات دیگرى را نیز چون افشاى ماهیت دشمن به همراه داشته باشد.

    آنچه حضرت امام خمینى (قدس ره ) بر آن تاءکید ورزید و در عمل خویش نیزبه وضوح نشان داد،بسیار فـراتـر و متفاوت با تحلیلهاى انجام شده است، چه در حوزه فقه و استنباط و چه در حیطه مسایل اجتماعى و کلامى .

 

ادامه مطلب
   + غلامرضا جاویدی ; ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

روش دینوری در تاریخنگاری(با تکیه بر کتاب اخبار الطوال)

مقدمه:

     تاریخنگاری به عنوان یکی از ابعاد و مظاهر فرهنگ و تمدن حائز اهمیت بسیار است؛زیرا شناخت و دریافت وجوه مختلف هر فرهنگ و تمدنی،بدون بررسی تاریخ انواع هنرها و دانشهائی که در آن تمدن ظهور کرده یا تکامل یافته ممکن نخواهد بود.شناخت دیدگاهها،انگیزه ها و دیدگاههای مورخان وآثار تاریخی ایشان ما را به شناخت دقیقتر تاریخ و حوادث و رویدادها رهنمون می سازد.این امر در خصوص تاریخ اسلام که باشبهات و تاریکیهای مختلفی روبرو است،بیشتر نمود می یابد.همواره تاریخ یکی از مواردی بوده که در تمدن اسلامی به آن اهمیت داده می‌شده است. عده‌ای تاریخ را برای عبرت آموزی و عده‌ای برای ثبت جنگها و فتوحات و ... می‌نوشتند.این امر سبب شد تا مورخان اسلامی با استفاده از روشهای مختلف به نگاشتن تاریخ همت گمارند؛اما به هر حال روش این مورخان در نگاشتن تاریخ از سه حالت خارج نیست ،عده‌ای تاریخ را به روش روایی و عده‌ای به روش ترکیبی و عده‌ای به روش تحلیلی نگاشته‌اند.


 

ادامه مطلب
   + غلامرضا جاویدی ; ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; ٢٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

عاشورا و حسین(ع)

راه حسین،کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است

راه حسین،کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.

خون جاری عاشورا، تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگی جاری است.

حسین،میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست.

 

ادامه مطلب
   + غلامرضا جاویدی ; ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; ٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()