تاریخ و جغرافیا

وهابیت چیست؟

      دوران سلطنت سلطان سلیم دوم1222 - 1204، ه.ق- بسیار آشفته بود و از جمله تحرکات فتنه‏آمیزی که در روزگار وی شکل گرفت، توطئه وهابیت بود که در حجاز اتاق افتاد. در پی این رویداد، توطئه‏گران اداره «حرمین شریفین» را به دست گرفتند و زایران مصری و سوری را از انجام مراسم عبادی حج بازداشتند. رویارویی بین مدافعان وهابیت و «غالب ابن مساعد الشریف» حاکم مکه در سال 1204 ه.ق آغاز شد. پیش از آن، مدافعان فرقه وهابیت در نقاط مختلف پراکنده بودند و در انظار، محترم با وقار و صلح طلب به نظر می‏رسیدند. اما به مرور زمان، طبیعت شریر و جنایتکارانه خود را آشکار ساخته و با ترور و کشتار گسترده به حکومت خود ادامه دادند. اینان شمار کثیری از مردان بی‏گناه را به قتل رسانیده و دارایی و اموال آن‏ها را به غارت بردند و زنشان را به اسارت گرفتند. بنیان‏گذار شریراین فرقه «محمدابن عبدالوهاب» از قبیله «بنوتمیم» بود که عمری طولانی داشت (1111-1200ه.ق) و پاره‏ای‏ماده تاریخ مرگ او را، عبارت، «اهلاک الخبیث» یافته‏اند (ارزش عددی این عبارت به حروف ابجد، عدد 1200 را نشان می‏دهد)

ادامه مطلب
   + غلامرضا جاویدی ; ٧:٠٦ ‎ق.ظ ; ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()

نگاهی به قیامهای زیدی در قرن 2 ه.ق

تاریخ ، مجموعه رخدادهاى زنده و حوادث گویایى است که در بستر زمان جریان دارد و زندگى انسانها را به یکدیگر پیوند مى دهد.هـر مـلتـى بگونه اى وابسته و نیازمند تاریخ پیشینیان خود مى باشد. این وابستگى و ارتباط در ما مسلمانان به دو جهت ، بیشتر و محسوستر است .نـخـسـت از آن جـهـت کـه چـارچـوب اعـتـقـادى و عـمـلى مـا را دسـتـورهـا و احـکـامـى تـشـکـیـل مـى دهد که حدود هزارو چهار صد سال پیش از سوى فرستاده خدا تشریع و تدوین شده اسست و بسیارى از آنها بگونه اى با حوادث تاریخى که همزمان با صدور آن اتفاق مى افتاد مرتبط است .آگاهى و دستیابى به شرایط دقیق سیاسى ـ اجتماعى وقوع این گونه حوادث ، ما را در شناخت دقـیـقـتـرایـن دسـتورها و رفع ابهام و احیاناً اختلاف و تضّاد صورى که بین بعضى از آنها به چشم مى خورد کمک خواهد کرد.و دیـگـر ، از ایـن نـظـر که پایه گذار تاریخ اسلام و جانشینان بحقّ او، برگزیدگان خدا و بـرتـریـن و کـامـلتـریـن آفـریـده هـاى الهـى هـسـتـنـد کـه در پـرتـو مـقـام ویـژه عـصـمـت در طـول حیات خود، از هرگونه اشتباه و انحرافى به دور مى باشند؛ از این رو،شناختى چگونگى رفتار و برخورد آنان در صحنه هاى گوناگون زندگى ، نه تنها براى امت اسلامى که براى هر انسان کمالجو و خواستار رشد وتعالى ، الگو و راهگشا خواهد بود.تاریخ ، ساخته وپدیده اى است که پدید آورنده آن در حقیقت انسانها هستند؛ و چه بهتر که انسان سراغ تا ریخسازانى برود که این پدیده را در خدمت سعادت و تعالى بشریت در کار گرفته انـد و تـک تـک حـوادث آن کـه بـه دسـت تـوانمند آنان انجام گرفته به عنوان سلسله درسهاى آموزنده و تجربیاتى مفید و سازنده براى آیندگان به یادگار مانده است .

     تـاریـخ اسـلام از آغـاز، هـمـواره بـا دو جـریـان مواجه بوده است : نخست جریان حق طلب ، عدالت گـسـتـر و ظـلم سـتـیز که رسول خدا و جانشینان الهى او در راس آن بوده اند. و دیگر ، جریان قدرت طلب و سلطه جو، سمتگر و مفسدى که جز به قدرت و منافع مادّى و فردى خود به چیزى نمى اندیشیدند.در راس این جریان ، غاصبان حق اهل بیت و حکمرانان اموى و عباسى قرار داشتند که در سایه قدرت مادى و نظامى ، بیشترین ضربه را به اسلام و امت مسلمان زده اند.پـیـشـوایـان مـعـصـوم عـلیهم السّلام ، حاکمان اموى و عباسى را همواره به عنوان سرسخت ترین دشمنان اسلام و خطّ امامت در درون جامعه اسلامى مطرح مى کردند و مسلمانان را از نزدیک شدن به دستگاه آنان و تقویت ایشان به هر شکل برحذر مى داشتند.
مـوضـع گـیـرى و سازش ناپذیرى امامان علیهم السّلام در برابر حاکمان ستمگر موجب مى شد کـه آنـان نـیـز رهبران الهى را دشمنان سرسخت حکومت خود بشمار آورده ،سعى در از میان برداشتن آنـان بـنـمایند.

    پس از رسول اکرم (ص)جامعه اسلامی با مشکلات مختلفی مواجه گردید ؛که مهمترین آن به قدرت رسیدن کسانی بود،که سابقه چندانی در اسلام و مسلمانی نداشتندوهمچنین مخالفت آنها با اسلام کاملا آشکار بود.آری امویانی که تا دیروز جنگهای مختلفی چون بدر ،احد،خندق و... را بر مسلمانان تحمیل کرده بودند ،پس از پیامبر ،دم از اسلامیت و دفاع از آن می زدند.

    در چنین جامعه ای که حق را باطل و باطل را حق می پنداشتند،ائمه با شیوه های مختلف به مبارزه با بدعتهایی که گریبا نگیر جامعه شده بود ؛پرداختند. این نایسامانی و رشد بی توجهی به دین در زمان امام حسین (ع)به نهایت خود رسید و آن زمانی بود که یزید فاسق،فاجر،دائم الخمر به نا حق به خلافت رسید.امام حسین(ع)به همراه یاران اندکش در سال 61 هجری قمری به مقابله با حکومت یزید رفت و در این راه از جان خویش گذشت ؛تا بدین وسیله بتوانند بار دیگر اسلام را احیا کنند.چنانکه خود ایشان در وصیت نامه خود به برادرش محمد حنفیه به آن اشاره می کند.

    قیام بى نظیر سرور شهیدان امام حسین (ع) ویاران نمونه اش و به وجود آمدن فاجعه عاشورا و قتل و کشتار و اسارت بهترین فرزندان آدم ، و بازداشت و ظلمها نسبت به امام سجاد (ع)زمینه ساز حرکتهای در جامعه اسلامی گردید؛که همگی در صدد از بین بردن ظلم و ستم از جامعه اسلامی ونیز بازگرداندن حق به صاحبان اصلی آن بود.پس از شهادت امام حسین و فاجعه کربلا،کوفه در مقابل حاکمیت شام شکست خورد،شکستی که در آن نه تنها قدرت که ،شرافت خویش را بیش از گذشته از دست داد.سران قبایل کوفه و افراد مطیع آن،خود موجبات خفت و ذلت خویش را فراهم ساختند.اما شیعیان مخلص امام که بر برخی از سران پیمان شکن کوفه اعتمادکرده؛به دعوت امام پرداخته بودند،از کرده خویش پشیمان شدند و جبران آن را جز با قیام در برابر خلافت اموی و انتقام گرفتن یا شهادت نمی دیدند. ، که جدا از مسائل دیگر ،به شکست انجامید و رهبران این قیام همگی کشته و یا شهید گردیدند.از مهمترین این قیامها می توان به قیام توابین و مختار اشاره کرد.گر چه پس از حادثه عاشورا فرزندان امام حسین(ع)و نیز ائمه معصوم هرگز دست به تحرک و فعالیت مسلحانه نزدندوهمچنین در صدد دوری از این گونه فعالیتها بودند.به هر حال شکل گیری این قیامها سبب شد تا ما شاهد قیامهای دیگری بر علیه حکومتهای ظالم اموی و عباسی باشیم.در این مقاله کوشش گردیده،به بررسی چند قیام مشهور که در روزگار حضور ائمه صورت گرفته است،پرداخته شود؛و نیز سیاست ائمه را در برابر این قیامها بررسی کنیم .قیامهایی نظیر زید بن علی بن الحسین(ع) و فرزندش یحیی که در دوران حکومت اموی شکل گرفت و نیز قیام محمد نفس زکیه ونیز برادرش ابراهیم معروف به قتیل باخمری .

 

ادامه مطلب
   + غلامرضا جاویدی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()